شعر را زندگی کن
→ عرفیعرفی
عرفی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

غزل شمارهٔ ۲۴۱چون سنگ وفا به دست گیرد←غزل شمارهٔ ۲۴۲آن را که مراد حال باشد←غزل شمارهٔ ۲۴۳نگرفتم از تو جامی، سرم این خمار دارد←غزل شمارهٔ ۲۴۴از دیده ام کدام نفس خون نمی رود←غزل شمارهٔ ۲۴۵مرا چو شب هجر اضطراب بگدازد←غزل شمارهٔ ۲۴۶هر چه بگزیدم از آن کیش برهمن به بود←غزل شمارهٔ ۲۴۷هم نوای بلبل و هم صوت زاغم می گزد←غزل شمارهٔ ۲۴۸مقیم کعبه که عیب شرابخانه کند←غزل شمارهٔ ۲۴۹نسیم صبح چو برگ سمن فروریزد←غزل شمارهٔ ۲۵۰آن کو چو من از عشق پریشان ننشیند←غزل شمارهٔ ۲۵۱کسی می طربم در ایاغ می ریزد←غزل شمارهٔ ۲۵۲ز روی آتش سوزان اگر خاشاک می روید←غزل شمارهٔ ۲۵۳غم تو نیست، به عیش جهان که پردازد←غزل شمارهٔ ۲۵۴دم مردن ز شوق آن که یار دلنواز آید←غزل شمارهٔ ۲۵۵گر به خواب اجلم دیدهٔ جان گرم نشد←غزل شمارهٔ ۲۵۶نغمه ای کز ره تاثیر به شیون نکشد←غزل شمارهٔ ۲۵۷جان ز شوق لبت شکر خاید←غزل شمارهٔ ۲۵۸کو شورشی که صحبت شادی به هم خورد←غزل شمارهٔ ۲۵۹به یادم هرگز آن نخل قد موزون نمی آید←غزل شمارهٔ ۲۶۰هر که حرصش گام زد، کامش روا هرگز نشد←غزل شمارهٔ ۲۶۱ز شهر دل به گوشم هر نفس فریاد می آید←غزل شمارهٔ ۲۶۲مرا ز غمکدهٔ سینه داغ می روید←غزل شمارهٔ ۲۶۳جماعتی که به ناموس ونام می گفتند←غزل شمارهٔ ۲۶۴کسی کو در تب عشق تو نبض خویشتن گیرد←غزل شمارهٔ ۲۶۵اهل معنی دوش بر دوش عقولم دیده اند←غزل شمارهٔ ۲۶۶اهل همت لب از دعا بستند←غزل شمارهٔ ۲۶۷ز ننگ عافیت بازم دل شرمنده می سوزد←غزل شمارهٔ ۲۶۸چه پرسی ام که به جانت هوای ما چه کند←غزل شمارهٔ ۲۶۹زاهد بتکدهٔ عشق هراسان نرود←غزل شمارهٔ ۲۷۰کاش آن کسان که منعم از آن تند خو کنند←غزل شمارهٔ ۲۷۱دل خانه در این عالم ویرانه نگیرد←غزل شمارهٔ ۲۷۲هر کس که در بهار به صحرا برون رود←غزل شمارهٔ ۲۷۳خوبان شهر بین که در این مسکن من اند←غزل شمارهٔ ۲۷۴گر خدا یار دلنواز نداد←غزل شمارهٔ ۲۷۵خوش آن که حیرتم از جلوهٔ جمال تو باشد←غزل شمارهٔ ۲۷۶ز چشمم آب حسرت می تراود←غزل شمارهٔ ۲۷۷بیا که در چمن انتظار آب نماند←غزل شمارهٔ ۲۷۸دلم در عاشقی با زخم زهر آلود می گردد←غزل شمارهٔ ۲۷۹هر جا که هست او غمزه زن، آن غمزه آیین می برد←غزل شمارهٔ ۲۸۰تشته لب رفتم به جنت ، چشمهٔ کوثر نبود←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth