→ هلالی جغتاییهلالی جغتایی
هلالی جغتایی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۳۲۱بهر خون ریز دلم، ترک کمان ابروی من←شمارهٔ ۳۲۲شهید عشقم و از خاک من خون داده نم بیرون←شمارهٔ ۳۲۳مسلمانان، مرا جان خواهد آمد از الم بیرون←شمارهٔ ۳۲۴مردم از درد و نگفتی: دردمند ماست این←شمارهٔ ۳۲۵دلا، زان لب زلال خضر می خواهی، خیالست این←شمارهٔ ۳۲۶آخر، ای آرام جان، سوی دل افگاری ببین←شمارهٔ ۳۲۷من و تخیل حسنت، چه یار بهتر ازین؟←شمارهٔ ۳۲۸روز نوروزست و ما را مجلس افروزی چنین←شمارهٔ ۳۲۹عاشقم کردی و گفتی با رقیب تندخو←شمارهٔ ۳۳۰خوش باشد اگر باشم در طرف چمن با او←شمارهٔ ۳۳۱ندارم قوت اظهار درد خویشتن با او←شمارهٔ ۳۳۲چنان بلند نشد سرو ناز پرور او←شمارهٔ ۳۳۳آنکه رفت امروز و صد دل میرود دنبال او←شمارهٔ ۳۳۴خاکم بره پیک حریم حرم او←شمارهٔ ۳۳۵چند گیرد جام می کام از لب میگون او؟←شمارهٔ ۳۳۶خواهم فگندن خویش را پیش قد رعنای او←شمارهٔ ۳۳۷روزم از بیم رقیبان نیست ره در کوی او←شمارهٔ ۳۳۸چند سوزی داغها بر دست؟ آه از دست تو←شمارهٔ ۳۳۹چند پنهان کنم افسانه هجران از تو؟←شمارهٔ ۳۴۰من بیدل بعمر خود ندیدم یک نگاه از تو←شمارهٔ ۳۴۱لیلی و مجنون اگر میبود در دوران تو←شمارهٔ ۳۴۲نمیکشیم سر از آستان خانه تو←شمارهٔ ۳۴۳ای بیوفا، چه چاره کنم با جفای تو؟←شمارهٔ ۳۴۴بیا، تا نقد جان را برفشانم در هوای تو←شمارهٔ ۳۴۵مردم ازین الم: که نمردم برای تو←شمارهٔ ۳۴۶سازم قدم ز دیده و آیم بسوی تو←شمارهٔ ۳۴۷ما ز یک جانب، رقیب از یک طرف در کوی تو←شمارهٔ ۳۴۸سینه مجروحست و از هر جانبی صد غم درو←شمارهٔ ۳۴۹آمده ای بمنزلم، ای مه نازنین، فرو←شمارهٔ ۳۵۰باز، ای سوار شوخ، کجا می روی؟ مرو←شمارهٔ ۳۵۱این چه چشسمت؟ که بی خوابم ازو←شمارهٔ ۳۵۲یار وداع می کند، تاب وداع یار کو؟←شمارهٔ ۳۵۳بر سر راه تو بودم، که رسیدی ناگاه←شمارهٔ ۳۵۴هر کس که نیست کشته عشقت هلاک به←شمارهٔ ۳۵۵چشم او می خورده و خود را خراب انداخته←شمارهٔ ۳۵۶بلبل بباغ و جغد بویرانه ساخته←شمارهٔ ۳۵۷ماییم جا بگوشه می خانه ساخته←شمارهٔ ۳۵۸آن سایه نیست، دایم دنبال او فتاده←شمارهٔ ۳۵۹جان من، گاهی سخن کن ز آن لب و کامی بده←شمارهٔ ۳۶۰کیست آن سرو روان؟ کز ناز دامن بر زده←