شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارامیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۴۸۱چون بهر خرامیدن بارم ز زمین خیزد←شمارهٔ ۴۸۲دولت نه به زور است و به زاری چه توان کرد←شمارهٔ ۴۸۳حاصل اگر از زلف تو یک بار توان کرد←شمارهٔ ۴۸۴تا غمزه خون ریز تو قصد دل ما کرد←شمارهٔ ۴۸۵زلفین تو سرگشته چو باد سحرم کرد←شمارهٔ ۴۸۶یک دل به سر کوی تو آباد نیابند←شمارهٔ ۴۸۷عشاق حیات از لب خندان تو یابند←شمارهٔ ۴۸۸شب دلشدگان دیده بیدار نبندند←شمارهٔ ۴۸۹صد جان به یکی دانگ به بازار فروشند←شمارهٔ ۴۹۰من بنده آن روی که دیدن نگذارند←شمارهٔ ۴۹۱ماییم درون سوخته، بیرون شده ای چند←شمارهٔ ۴۹۲ای کز رخ تو دیده، همه جان و جهان دید←شمارهٔ ۴۹۳هندوی مرا کشتن ترکانه ببیند←شمارهٔ ۴۹۴باد آمد و بویی زنگارم نرسانید←شمارهٔ ۴۹۵بویی ز سر زلف نگارین به من آرید←شمارهٔ ۴۹۶باد آمد و زان سرو خرامان خبر آورد←شمارهٔ ۴۹۷یک خنده بزن، زان لب لعل شکرآلود←شمارهٔ ۴۹۸ای هم نفسان، یک نفسم باز گذارید←شمارهٔ ۴۹۹دل رفت به سوی تو، همان سوی که شد ماند←شمارهٔ ۵۰۰ای زلف تو دام دل دانا و خردمند←شمارهٔ ۵۰۱عاقل ندهد عاشق دل سوخته را پند←شمارهٔ ۵۰۲روزی مگر این بسته در ما بگشایند←شمارهٔ ۵۰۳آن سرو خرامنده که جستم، به بر آمد←شمارهٔ ۵۰۴هر سر که به سودای تو از پای در آمد←شمارهٔ ۵۰۵ترسم که از اطراف جهان دود برآید←شمارهٔ ۵۰۶گر بار دگر ماه من از بام برآید←شمارهٔ ۵۰۷سروی چو تو در خلخ و نوشاد نباشد←شمارهٔ ۵۰۸یک روز به عمری ز منت یاد نیاید←شمارهٔ ۵۰۹بر آب رخت یک گل سیراب نیاید←شمارهٔ ۵۱۰روزی اگر آن ماه به مهمان من آید←شمارهٔ ۵۱۱گر چشم من از صورت تو دور نباشد←شمارهٔ ۵۱۲سروی چو تو در اچه و در تته نباشد←شمارهٔ ۵۱۳بی نرگس تو خواب ندانم که چه باشد←شمارهٔ ۵۱۴دل بسته بالای یکی تنگ قبا شد←شمارهٔ ۵۱۵تا جان مرا از لب لعل تو خبر شد←شمارهٔ ۵۱۶آباد نشد دل که خراب پسران شد←شمارهٔ ۵۱۷آن کودک نورسته که سیمین بدنی شد←شمارهٔ ۵۱۸ما را غم آن شوخ، اگر بنده نسازد←شمارهٔ ۵۱۹جانا، اگرم درد تو دیوانه نسازد←شمارهٔ ۵۲۰جان تشنگی از شربت عناب تو دارد←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth