→ دیوان اشعاروحشی بافقی
وحشی بافقی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۳۶۱تند سویم به غضب دید که برخیز و برو←شمارهٔ ۳۶۲خوشا در پای او مردن خدایا بخت آنم ده←شمارهٔ ۳۶۳گرفته رنگ ز خون دلم چو لاله پیاله←شمارهٔ ۳۶۴هجر خدایا بس است زود وصالی بده←شمارهٔ ۳۶۵صاف طرب آماده کن ترتیب عشرتخانه ده←شمارهٔ ۳۶۶لالهاش از سیلیت نیلوفری شد آه آه←شمارهٔ ۳۶۷گذشتم از درت بر خاک سد جا چشم تر مانده←شمارهٔ ۳۶۸ناوکت بر سینهٔ این ناتوان آمد همه←شمارهٔ ۳۶۹بر آن سرم که نیاسایم از مشقت راه←شمارهٔ ۳۷۰در این فکرم که خواهی ماند با من مهربان یا نه←شمارهٔ ۳۷۱قلب سپه ماست به یک حمله شکسته←شمارهٔ ۳۷۲آخر ای بیگانه خو ناآشنایی اینهمه←شمارهٔ ۳۷۳سوی بزمت نگذرم از بس که خوارم کردهای←شمارهٔ ۳۷۴شوقیست غالب بر دلم ازنو، به دل جا کردهای←شمارهٔ ۳۷۵خواهد دگر به دامگهی بال بستهای←شمارهٔ ۳۷۶مردمی فرموده جا در چشم گریان کردهای←شمارهٔ ۳۷۷سبوی بادهای گویا به هر پیمانهای خوردی←شمارهٔ ۳۷۸من اندوهگین را قصد جان کردی ، نکو کردی←شمارهٔ ۳۷۹چه فروشدی به کلفت چه شدت چه حال داری←شمارهٔ ۳۸۰جایی روم که جنس وفا را خرد کسی←شمارهٔ ۳۸۱چه شود گرم نوازی به عنایت خطابی←شمارهٔ ۳۸۲چون کوه غم تاب آورد جسمی بدین فرسودگی←شمارهٔ ۳۸۳گر طی کنم طریق ادب را چه میکنی←شمارهٔ ۳۸۴چه خوش بودی دلا گر روی او هرگز نمیدیدی←شمارهٔ ۳۸۵چه دیدی ای که هرگز بد نبینی←شمارهٔ ۳۸۶آتشی در جان ما افروختی←شمارهٔ ۳۸۷من و از دور تماشای گلستان کسی←شمارهٔ ۳۸۸ای از گل عذرات هر مرغ را نوایی←شمارهٔ ۳۸۹مرا زد راه عشق خردسالی←شمارهٔ ۳۹۰خوش است چشم به چشم تو و نگاه نهانی←شمارهٔ ۳۹۱کردم از سجدهٔ راه تو جبین آرایی←شمارهٔ ۳۹۲چو پیش نقش شیرین کوهکن عرض بلا کردی←شمارهٔ ۳۹۳ای جوان ترک وش میر کدامین لشکری←شمارهٔ ۳۹۴از برای خاطر اغیار خوارم میکنی←شمارهٔ ۳۹۵بکش زارم چه دایم حرف از آزار میگویی←شمارهٔ ۳۹۶ای آنکه عرض حال من زار کردهای←شمارهٔ ۳۹۷ای مرغ سحر! حسرت بستان که داری؟←
→ صفحهٔ قبل۱۰ از ۱۰