→ امیر معزیامیر معزی
امیر معزی
قصاید
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۲۰۱تا خزان زد خیمهٔ کافورگون در کوهسار←شمارهٔ ۲۰۲مشک و شنگرف است گویی بیخته بر کوهسار←شمارهٔ ۲۰۳تا که جز یزدان به عالم در نباشد کردگار←شمارهٔ ۲۰۴آهن و نی جون پدید آمد ز صنعکردگار←شمارهٔ ۲۰۵توانگری و جوانی و عشق و بوی بهار←شمارهٔ ۲۰۶چون عقیق آبدارست وکمند تابدار←شمارهٔ ۲۰۷مستی و عاشقی و جوانی و نوبهار←شمارهٔ ۲۰۸چه جوهر است که آن را ز آهن است حصار←شمارهٔ ۲۰۹مبارک آمد بازی بدیع طرفه شکار←شمارهٔ ۲۱۰ای جهان را از قوامالدین مبارک یادگار←شمارهٔ ۲۱۱بازآمد از سفر به حضر صدر روزگار←شمارهٔ ۲۱۲چون شمردم یازده منزل ز راه روزگار←شمارهٔ ۲۱۳این مهرگان فرخ و جشن بزرگوار←شمارهٔ ۲۱۴از هیبت شمشیر تو ای شاه جهاندار←شمارهٔ ۲۱۵هرکه را باشد ز دولت بخت نیک آموزگار←شمارهٔ ۲۱۶امسال در آفاق دو عید است به یک بار←شمارهٔ ۲۱۷چیست آن کوه زمینپیما و باد راهوار←شمارهٔ ۲۱۸ای تاج دین و دنیا ای فخر روزگار←شمارهٔ ۲۱۹بیروح پیکری است گه جنگ جان شکار←شمارهٔ ۲۲۰چون وزارت یافت صدر روزگار از شهریار←شمارهٔ ۲۲۱راز نهان خویش جهان کرد آشکار←شمارهٔ ۲۲۲پوشیده نیست واقعهٔ تیر شهریار←شمارهٔ ۲۲۳چون ز سلطانان گیتی شهریاراست اختیار←شمارهٔ ۲۲۴حَبَّذا این باغ خرم وین همایون روزگار←شمارهٔ ۲۲۵تا گه از جم یادگارست این همایون روزگار←شمارهٔ ۲۲۶هر جهانداری که باشد رای او سوی شکار←شمارهٔ ۲۲۷دل بیقرار دارم از آن زلف بیقرار←شمارهٔ ۲۲۸تا باد خزان حُلّه برون کرد ز گلزار←شمارهٔ ۲۲۹ای جوان دولت جهاندار ای همایون شهریار←شمارهٔ ۲۳۰آن زلف مشکبار بر آن روی چون نگار←شمارهٔ ۲۳۱دیدم شبی به خواب درختی بزرگوار←شمارهٔ ۲۳۲چون عقیق آبدار است و کمند تابدار←شمارهٔ ۲۳۳هست شکر بار یاقوت تو ای عیار یار←شمارهٔ ۲۳۴بنگر این پیروزهگون دریای ناپیدا کنار←شمارهٔ ۲۳۵تا طَیْلسان سبز برافکند جویبار←شمارهٔ ۲۳۶تا خزان زد خیمهٔ کافورگون بر کوهسار←شمارهٔ ۲۳۷شکر یزدان را که از فر وزیر شهریار←شمارهٔ ۲۳۸ - در مدح عمادالدین شرف الملک ابوسعد محمد بن منصور بن محمد خوارزمیگل و مَه است همانا شکفته عارض یار←شمارهٔ ۲۳۹ربود از دلم آن زلف بیقرار، قرار←شمارهٔ ۲۴۰ای پرنگار گشته ز تو دور روزگار←