→ حکیم نزاریحکیم نزاری
حکیم نزاری
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۵۶۱که دیده ست چشمی که دریا بود←شمارهٔ ۵۶۲نزاری که نیازش به اهل راز بود←شمارهٔ ۵۶۳مهر تو ای یار بی وفا همه کین بود←شمارهٔ ۵۶۴کی به عشق افسرده اولی کی بود←شمارهٔ ۵۶۵بیا که مهر تو با جان ز جسم ما برود←شمارهٔ ۵۶۶مرا که خون دل از دیده همچو آب رود←شمارهٔ ۵۶۷هیچم غم تو از دل پر خون نمیرود←شمارهٔ ۵۶۸ای دل به اختیار تو کاری نمی رود←شمارهٔ ۵۶۹قضای عشق چو نازل شد احتراز چه سود←شمارهٔ ۵۷۰قضا ز عشق چو نازل شود گریز چه سود←شمارهٔ ۵۷۱چون نه با مایی اگرچه خاص ما رایی چه سود←شمارهٔ ۵۷۲ما را نه ممکن است که از تو به سر شود←شمارهٔ ۵۷۳هیچم دلِ شکسته موافق نمی شود←شمارهٔ ۵۷۴خوشا که عید به ما وعدۀ وصال دهد←شمارهٔ ۵۷۵از یارِ خشم کرده نشانم که می دهد←شمارهٔ ۵۷۶آهِ ندامت ز شیخ وشاب بر آید←شمارهٔ ۵۷۷قیامت از جهان باری برآید←شمارهٔ ۵۷۸آخر شبِ جدایی روزی مگر سرآید←شمارهٔ ۵۷۹هیچ باشد که سفر کردۀ ما بازآید←شمارهٔ ۵۸۰نشسته ام مترصّد که یار باز آید←شمارهٔ ۵۸۱زهی مراد اگر از دست رفته بازآید←شمارهٔ ۵۸۲آن بر شکسته از ما باشد که باز آید←شمارهٔ ۵۸۳این چه بوییست که از بادِ صبا میآید←شمارهٔ ۵۸۴ز بس که در نظرم آفتاب میآید←شمارهٔ ۵۸۵ز باد بویِ عرق چینِ یار میآید←شمارهٔ ۵۸۶حذر ز فتنۀ آن ترکِ مست می باید←شمارهٔ ۵۸۷ملامت نیست گر گویم مرا با دوست می باید←شمارهٔ ۵۸۸بی خبری گر به هوش باز نیاید←شمارهٔ ۵۸۹خیز و به یرغو بده زود ایاغِ نبید←شمارهٔ ۵۹۰خوش آید به آوازِ بلبل نبید←شمارهٔ ۵۹۱ما را به سرِ کویِ خرابات برآرید←شمارهٔ ۵۹۲چه محنت است که در عاشقی به ما نرسید←شمارهٔ ۵۹۳مرا نماز نبوده ست هوش یار به عید←شمارهٔ ۵۹۴زان گوشۀ دهن که شکر می کنی نثار←شمارهٔ ۵۹۵باز اوفتاد در سرم از عشق خار خار←شمارهٔ ۵۹۶ز دوستانِ قدیمی نظر دریغ مدار←شمارهٔ ۵۹۷ساقیا تا خاطرم گیرد قرار←شمارهٔ ۵۹۸به هیچ بندگیی گرچه نیستم در کار←شمارهٔ ۵۹۹هم چنین عمری ست تا دیوانه وار←شمارهٔ ۶۰۰ای صنمِ خرگهی خیمه برون زد بهار←