→ کمال خجندیکمال خجندی
کمال خجندی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۵۶۱بار سر میخواهد از من خواهم گردن نهاد←شمارهٔ ۵۶۲بار غروری به حسن خویش ندارد←شمارهٔ ۵۶۳بار ما سرو بلند است بگوئیم بلند←شمارهٔ ۵۶۴بار هر دم ز من خسته چرا می رنجد←شمارهٔ ۵۶۵یک چشم زدن چشم تو بی ناز نباشد←شمارهٔ ۵۶۶آن ترک مست بین که چها می کند دگر←شمارهٔ ۵۶۷ای به زلف از شیروان عبارتر←شمارهٔ ۵۶۸ای من غلام روی تو هر چه تمامتر←شمارهٔ ۵۶۹با روی تو چیست جنت و هور←شمارهٔ ۵۷۰بیاید بر آن دیده بگریست زار←شمارهٔ ۵۷۱بر سر کوی تو گر بودی مرا راه گذر←شمارهٔ ۵۷۲بر فروز امشب به طلعت مجلس ای ماه منیر←شمارهٔ ۵۷۳تو آن شاخ گلی ای شوخ دلبر←شمارهٔ ۵۷۴چراغ عمر ندارد فروغ بی رخ پار←شمارهٔ ۵۷۵چشم تو که داشت خواب بسیار←شمارهٔ ۵۷۶چندان بگریم بر در آن بیوفا شام و سحر←شمارهٔ ۵۷۷چهره و دیده چه حاصل که به خون کرد نگار←شمارهٔ ۵۷۸خاک راه تر از آن روز که آمد به نظر←شمارهٔ ۵۷۹خوش نسیمی است بوی صحبت یار←شمارهٔ ۵۸۰دارم اندک روشنائی در بصر←شمارهٔ ۵۸۱دردا که رفت عمر وه نکردیم هیچ کار←شمارهٔ ۵۸۲دل دگر غم دارد از تو جان دگر←شمارهٔ ۵۸۳دل رفت و نماند عقل و تدبیر←شمارهٔ ۵۸۴دلی دارم ز چشمت ناتوانتر←شمارهٔ ۵۸۵از سودای سر زلف چو زنجیر←شمارهٔ ۵۸۶زهی چو کعبه ترا صد هزار سر بر در←شمارهٔ ۵۸۷عاشق کند مشاهده حق بروی یار←شمارهٔ ۵۸۸گر قبول نو فتد از من بیدل سیر و زر←شمارهٔ ۵۸۹ما در این شهر ملولیم و از این قوم نغور←شمارهٔ ۵۹۰مرا گونی بمیر از من چه تقصیر←شمارهٔ ۵۹۱مگر ترک جفا و بکن جفای دگر←شمارهٔ ۵۹۲من گریان چه کنم زآن مژه و غمزه حذر←شمارهٔ ۵۹۳می خورد خونم به شوخی شاد و خندان آن پسر←شمارهٔ ۵۹۴آرزو برده ام که چشم تو باز←شمارهٔ ۵۹۵آنکه انداخت ز پایم چو سر زلف دراز←شمارهٔ ۵۹۶ای خاک آستان تو شاهان سر فراز←شمارهٔ ۵۹۷با چشم خوش ای شوخ مرا جنگ مینداز←شمارهٔ ۵۹۸به دعوی قدت سرو سر افراز←شمارهٔ ۵۹۹چو عشق آمد ای عقل خیز و گریز←شمارهٔ ۶۰۰دریغ از جورت آمد وز جفا نیز←