شعر را زندگی کن
→ کمال خجندیکمال خجندی
کمال خجندی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۶۰۱رفت عمر و نشد آن شوخ به ما بار هنوز←شمارهٔ ۶۰۲زاهد شهرم و صاحب نظر و شاهد باز←شمارهٔ ۶۰۳سر من خاک پایت باد و جان نیز←شمارهٔ ۶۰۴کشت چشم تو ام به شیوه و ناز←شمارهٔ ۶۰۵گل رخسار ترا وقت تماشاست هنوز←شمارهٔ ۶۰۶ما را بچه جرم از نظر انداخته باز←شمارهٔ ۶۰۷ما سر فدای خاک رهت کرده ایم باز←شمارهٔ ۶۰۸مجلس ما به حضور تو چنانست امروز←شمارهٔ ۶۰۹مژه تیزست و غمزه نیز و تو نیز←شمارهٔ ۶۱۰نیست از سوز تو جان را نه گریز←شمارهٔ ۶۱۱بار بیرون نشد ز خانه هنوز←شمارهٔ ۶۱۲از بار دین و دنیا باشد مراد هر کس←شمارهٔ ۶۱۳تو زما وصف آن جمال مپرس←شمارهٔ ۶۱۴خیال خال لبش می کنم به خواب هوس←شمارهٔ ۶۱۵دارم من از جهان غم باری همین و بس←شمارهٔ ۶۱۶دل من طلبکار بار است و بس←شمارهٔ ۶۱۷ساقی به می بر افروز امشب چراغ مجلس←شمارهٔ ۶۱۸گر به مسجد نروم قبله من روی تو بس←شمارهٔ ۶۱۹گفتمش نام تو گفتا از مه تابان پرس←شمارهٔ ۶۲۰من و دردت مرا دوا این بس←شمارهٔ ۶۲۱آن غمزه چو از ریش دل آزرد سر نیش←شمارهٔ ۶۲۲آنکه ز بی گنه کشی نیست دمی ندامتش←شمارهٔ ۶۲۳آنکه می خوانند مردم مردم چشم منش←شمارهٔ ۶۲۴به خواب آن لعل میگون دیده ام دوش←شمارهٔ ۶۲۵به مطرب شبه چه خوش میگفت چنگش←شمارهٔ ۶۲۶چه گفت با تو شنیدی رباب و عود به گوش←شمارهٔ ۶۲۷دارد به سجده شبها به روی بر زمینی←شمارهٔ ۶۲۸دال زلف و الف قامت و میم دهنش←شمارهٔ ۶۲۹دلا نسیم عنایت وزید حاضر باش←شمارهٔ ۶۳۰دل مسکین که می بینی ازینسان بی زر و زورش←شمارهٔ ۶۳۱دل که دلداری ندارد دل نشاید خواندنش←شمارهٔ ۶۳۲رفت بار من و بگذاشت مرا با دل ریش←شمارهٔ ۶۳۳رفتی ز برم عاقبت ای شوخ جفا کیش←شمارهٔ ۶۳۴زهی کشیده کمان ابروی تو تا بن گوش←شمارهٔ ۶۳۵سرو دیوانه شدست از هوس بالایش←شمارهٔ ۶۳۶شوخی که کشد عاشق نزدیک من آریدش←شمارهٔ ۶۳۷کسی که دل طرف زلف یار میکشدش←شمارهٔ ۶۳۸گر زلف دراز فکنی از طرف بناگوش←شمارهٔ ۶۳۹گنه دیده گراینست که کردم نگهش←شمارهٔ ۶۴۰لاابالی را اگر سامان نباشد گو مباش←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth