→ خاتمة الحیاتجامی
جامی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱۶۱دل باز سراسیمه سیمین ذقنی شد←شمارهٔ ۱۶۲مرا بر نوک مژگان بس که خون دل جگر بندد←شمارهٔ ۱۶۳سرت ز عارضه دهر دردمند مباد←شمارهٔ ۱۶۴بیا که قاصد فرخنده پی ز راه رسید←شمارهٔ ۱۶۵گریه تلخ من از خنده آن لب نگرید←شمارهٔ ۱۶۶خشتی که روز مرگ مرا زیر سر نهند←شمارهٔ ۱۶۷رقم می زد قلم وصف لب لعل تو بر کاغذ←شمارهٔ ۱۶۸قدت سرویست جانا سایه پرور←شمارهٔ ۱۶۹عید شد و اندر کنار و بوسه با هم هر دو یار←شمارهٔ ۱۷۰ای به نظاره کرده رو موکب ماه من نگر←شمارهٔ ۱۷۱گر کنی سایه ام ای سرو خرامان بر سر←شمارهٔ ۱۷۲به رخسار و جبین و روی و عارض بردی ای دلبر←شمارهٔ ۱۷۳فصل دی کوته بود ساقی برای عیش روز←شمارهٔ ۱۷۴ندارم دریغ از غمت هیچ چیز←شمارهٔ ۱۷۵من به خون غرق و لب لعل تو در خنده هنوز←شمارهٔ ۱۷۶آید به برم چون تو نگاری نه و هرگز←شمارهٔ ۱۷۷در لطف بود گل ز تو افزون نه و هرگز←شمارهٔ ۱۷۸یا به شمشیر جفا در جگرم چاک انداز←شمارهٔ ۱۷۹آن سرو ناز کیست نهاده کلاه کژ←شمارهٔ ۱۸۰چو دید اشک روان مرا ستاره شناس←شمارهٔ ۱۸۱خنده ای زد لب تو بر من گریان که مپرس←شمارهٔ ۱۸۲منم امروز و حالتی که مپرس←شمارهٔ ۱۸۳دل سپردم به دلبری که مپرس←شمارهٔ ۱۸۴لطافت لب او بین و از زلال مپرس←شمارهٔ ۱۸۵تیر باران رسد از قوس قزح بر نرگس←شمارهٔ ۱۸۶تا به چشمت شده در ناز برابر نرگس←شمارهٔ ۱۸۷مشو فریفته حسن صورت ای درویش←شمارهٔ ۱۸۸آشیان می سازد از خس بلبل بی صبر و هوش←شمارهٔ ۱۸۹چون نهفتی آن دو رخ بگشا لب خندان خویش←شمارهٔ ۱۹۰نگار من که باشد خانه از کوی وفا دورش←شمارهٔ ۱۹۱خوشا منازل سلمی و ربع و اطلالش←شمارهٔ ۱۹۲خط عنبرین بر شکر مکش←شمارهٔ ۱۹۳دم زد دل از سر غمت از سرزنش خون کردمش←شمارهٔ ۱۹۴ای چو گلبرگ طری عارض زیبای تو خوش←شمارهٔ ۱۹۵ای به سرم دمبدم تیغ جفای تو خوش←شمارهٔ ۱۹۶نازنینا یک شبی با عاشقان دمساز باش←شمارهٔ ۱۹۷چمن کامسال بینی ناامید از فیض بارانش←شمارهٔ ۱۹۸نه به لطف از ستم دوست توان یافت خلاص←شمارهٔ ۱۹۹چو خوش دمیده تو را خط به گرد آن عارض←شمارهٔ ۲۰۰چون نسخه جمال تو خالیست از غلط←