شعر را زندگی کن
خاقانی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

غزل شمارهٔ ۲۸۱آب و سنگم داد بر باد آتش سودای من←غزل شمارهٔ ۲۸۲ترک سن سن گوی توسن خوی سوسن بوی من←غزل شمارهٔ ۲۸۳از عشق دوست بین که چه آمد به روی من←غزل شمارهٔ ۲۸۴ای باد بوی یوسف دلها به ما رسان←غزل شمارهٔ ۲۸۵بر سر بازار عشق آزاد نتوان آمدن←غزل شمارهٔ ۲۸۶ای لعل تو پرده‌دار پروین←غزل شمارهٔ ۲۸۷روی است به‌نام‌ایزد یا ماه تمام است آن←غزل شمارهٔ ۲۸۸تا مرا سودای تو خالی نگرداند ز من←غزل شمارهٔ ۲۸۹تا دل غم او دارد نتوان غم جان خوردن←غزل شمارهٔ ۲۹۰در یک سخن آن همه عتیبش بین←غزل شمارهٔ ۲۹۱شب من دام خورشید است گوئی زلف یار است این←غزل شمارهٔ ۲۹۲درد دل گویم از نهان بشنو←غزل شمارهٔ ۲۹۳آخر چه خون کرد این دلم کامد به ناخن خون او←غزل شمارهٔ ۲۹۴تو چه دانی که از وفا چه نمودم به جای تو←غزل شمارهٔ ۲۹۵سینه پُر آتشم چو میغ از تو←غزل شمارهٔ ۲۹۶شد آبروی عاشقان از خوی آتش‌ناک تو←غزل شمارهٔ ۲۹۷گرچه جانی از نظر پنهان مشو←غزل شمارهٔ ۲۹۸چه کرده‌ام بجای تو که نیستم سزای تو←غزل شمارهٔ ۲۹۹پشت پایی زد خرد را روی تو←غزل شمارهٔ ۳۰۰در عشق داستانم و بر تو به نیم جو←غزل شمارهٔ ۳۰۱بستهٔ زلف اوست دل، ای دل از آن کیست او←غزل شمارهٔ ۳۰۲ای تماشاگاه جان‌ها طرف لاله‌ستان تو←غزل شمارهٔ ۳۰۳رخت تمنای دل بر در عشاق نه←غزل شمارهٔ ۳۰۴افدی بنفس من بدت فی‌المهد عنی غافله←غزل شمارهٔ ۳۰۵خیال روی توام غم‌گسار و روی تو نه←غزل شمارهٔ ۳۰۶هست به دور تو عقل نام شکسته←غزل شمارهٔ ۳۰۷در دستت اوفتادم چون مرغ پر بریده←غزل شمارهٔ ۳۰۸ای از پی آشوب ما از رخ نقاب انداخته←غزل شمارهٔ ۳۰۹سرمستم و تشنه، آب درده←غزل شمارهٔ ۳۱۰در صبوح آن راح ریحانی بخواه←غزل شمارهٔ ۳۱۱ای برقرار خوبی، با تو قرار من چه←غزل شمارهٔ ۳۱۲ای دل به جفات جان نهاده←غزل شمارهٔ ۳۱۳ای زیر نقاب مه نموده←غزل شمارهٔ ۳۱۴ای چشم پر خمارت دلها فگار کرده←غزل شمارهٔ ۳۱۵درآ تا سیل بنشانم ز دیده←غزل شمارهٔ ۳۱۶ماه نو و صبح بین پیاله و باده←غزل شمارهٔ ۳۱۷از زلف هر کجا گرهی برگشاده‌ای←غزل شمارهٔ ۳۱۸روی درکش ز دهر دشمن روی←غزل شمارهٔ ۳۱۹زین تنگنایِ وَحْشَت اگر باز رَسْتمی←غزل شمارهٔ ۳۲۰غم بنیاد آب و گل چه خوری←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth