→ دیوان اشعارابن یمین
ابن یمین
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۲۴۱صبح دمید ساقیا بزم صبوح ساز کن←شمارهٔ ۲۴۲عارضست آن یا گل سیراب بر برگ سمن←شمارهٔ ۲۴۳کار عشاق است جان در عشق جانان باختن←شمارهٔ ۲۴۴گر دلی بودی مرا در طالع و فرمان من←شمارهٔ ۲۴۵ندانم صبغه الله است یا گلگون شرابست این←شمارهٔ ۲۴۶نگارا عزم آن دارم که گر بر رغم اغیاران←شمارهٔ ۲۴۷یا رب رخ دلدارست یا ماه تمامست این←شمارهٔ ۲۴۸یا رب گلست عارض زیبات یاسمن←شمارهٔ ۲۴۹آب حیات میچکد از لب جانفزای تو←شمارهٔ ۲۵۰ای بخوبی رخ تو برده ز خورشید گرو←شمارهٔ ۲۵۱ای مرا از لب تو شهد و شکر نو بر نو←شمارهٔ ۲۵۲ای ماه آسمان لطافت جمال تو←شمارهٔ ۲۵۳بکمند تابدارت که مهست در خم او←شمارهٔ ۲۵۴چون ذره هوا میکند ای ماه ز هر سو←شمارهٔ ۲۵۵سنبل است آن بناگوش سمنسیمای تو←شمارهٔ ۲۵۶مرحبا ایچشم جان روشن بنور رای تو←شمارهٔ ۲۵۷نگارم ار بگذارد ز رخ نقاب فرو←شمارهٔ ۲۵۸هستم بجستجوی تو پوینده کو بکو←شمارهٔ ۲۵۹آمد آن سرو سهی بر رخ نقاب انداخته←شمارهٔ ۲۶۰ای ترک پریچهره از آن جام شبانه←شمارهٔ ۲۶۱ایفروغ رخت آتش زده بر خرمن ماه←شمارهٔ ۲۶۲این منم بار دگر عزم خراسان کرده←شمارهٔ ۲۶۳پری رخا نکنی هیچ سوی بنده نگاه←شمارهٔ ۲۶۴تا در آمد خط شبرنگ تو پیرامن ماه←شمارهٔ ۲۶۵تا تو ایدلبر چو ماه انوری آراسته←شمارهٔ ۲۶۶روی میتابد ز من آن سیمبر یعنی که چه←شمارهٔ ۲۶۷سحرگه آن صنم سرو قد شتاب زده←شمارهٔ ۲۶۸شیرین بتم ایخسرو خوبان زمانه←شمارهٔ ۲۶۹فرخنده طالعی بود آنرا که هر پگاه←شمارهٔ ۲۷۰گر نور روی روشنت افتد بر آینه←شمارهٔ ۲۷۱گفتم ایدوست شدم عاشق آن روی چو ماه←شمارهٔ ۲۷۲مرا زنجیر زلف او بدان سان کرد دیوانه←شمارهٔ ۲۷۳ایعارض مه پیکر تو صورت جانی←شمارهٔ ۲۷۴ایزلف تو سر تا قدم آشوب جهانی←شمارهٔ ۲۷۵ایصبا گر بودت سوی خراسان گذری←شمارهٔ ۲۷۶ای از تو هزار فتنه بر پای←شمارهٔ ۲۷۷ای جان و جهانرا ز رخت نور و نوائی←شمارهٔ ۲۷۸ای روی تو آئینه الطاف الهی←شمارهٔ ۲۷۹آنچه با من میکند از دوستی سیمین تنی←شمارهٔ ۲۸۰ایماه دل افروز بگردان قدح می←