شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارخیالی بخارایی
خیالی بخارایی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۱۶۱چو نام مستیِ نرگس به بزم باغ برآمد←شمارهٔ ۱۶۲خدا بتان جفا کیش را وفا بخشد←شمارهٔ ۱۶۳خطت را تا به خون ریزی نشان شد←شمارهٔ ۱۶۴خطت صحیفهٔ مه را نقاب مشگین کرد←شمارهٔ ۱۶۵خیال روی تو از سر به در نخواهم کرد←شمارهٔ ۱۶۶خیز که پیر مغان میکده را درگشاد←شمارهٔ ۱۶۷در ازل مهر تو با جان رقم غم می‌زد←شمارهٔ ۱۶۸در ازل قطرهٔ خونی که ز آب و گِل شد←شمارهٔ ۱۶۹در چمن سبزهٔ سیراب به هرجا که رسید←شمارهٔ ۱۷۰در چمن دوش به گل بلبل دشوار پسند←شمارهٔ ۱۷۱ - استقبال از حافظدلم جز داغ نومیدی ز جان حاصل همین دارد←شمارهٔ ۱۷۲دل جز به غمت خاطر خوشنود ندارد←شمارهٔ ۱۷۳ - استقبال از حافظدل به رویت هوس صحبت جانی دارد←شمارهٔ ۱۷۴دل نه جز غصّه محرمی دارد←شمارهٔ ۱۷۵دل به یاد لب لعلت سخن از نوش نکرد←شمارهٔ ۱۷۶دلم جز با غمت خرّم نباشد←شمارهٔ ۱۷۷دلِ شکسته چو در آرزوی لعل تو خون شد←شمارهٔ ۱۷۸دل جفای خطت از دور قمر می‌داند←شمارهٔ ۱۷۹دلم از زلف تو پا بستهٔ سودا آمد←شمارهٔ ۱۸۰دل در آن زلف شد و روی دل افروز ندید←شمارهٔ ۱۸۱دوش می گفتم که ماه این دلفروزی از که دید←شمارهٔ ۱۸۲راستی را شیوه‌ای کآن سرو قامت می‌کند←شمارهٔ ۱۸۳روی تو طعنه بر گُل سیراب می‌زند←شمارهٔ ۱۸۴ز بهر غارت جان عشق لشکر اندازد←شمارهٔ ۱۸۵ز غمزه چشم تو چون تیر در کمان آورد←شمارهٔ ۱۸۶سپاه عشق از آن لحظه خیمه بالا زد←شمارهٔ ۱۸۷سرشک تا به کی از چشم آن و این افتد←شمارهٔ ۱۸۸سرکشید از کبر ابلیس و چنین مهجور شد←شمارهٔ ۱۸۹ - استقبال از کمال خجندیسرو هرگز در چمن کاری چنین زیبا نکرد←شمارهٔ ۱۹۰سروِ قدّت طرف باغ چو پا می‌ماند←شمارهٔ ۱۹۱سریر فقر که با هیچ پادشا ندهند←شمارهٔ ۱۹۲سزد که زلف تو آن رخ پی نظاره نماید←شمارهٔ ۱۹۳شبی کآن ماه با ما خوش برآید←شمارهٔ ۱۹۴صاحب روی نکو منصب دولت دارد←شمارهٔ ۱۹۵ز بس کز گریه چشم من به خونِ ناب می‌سازد←شمارهٔ ۱۹۶صبا به تحفه نسیمی که دلگشای آرد←شمارهٔ ۱۹۷طالب دردِ عشق تو فکر دوا نمی‌کند←شمارهٔ ۱۹۸طوطیِ عقلم که دعویّ تکلّم می‌کند←شمارهٔ ۱۹۹عاقبت حسرتِ لعل تو دلم را خون کرد←شمارهٔ ۲۰۰غم نیست اگر زلفت با فتنه سری دارد←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth