شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارجویای تبریزی
جویای تبریزی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۸۸۱ما دل خویش به ابروی خم آویخته ایم←شمارهٔ ۸۸۲حباب آسا فتد از دیدهٔ تر قطره اشکم←شمارهٔ ۸۸۳اصلا بمی شکایتی از غم نکرده ایم←شمارهٔ ۸۸۴به او نزدیکم و از شرم خود را دور پندارم←شمارهٔ ۸۸۵رفتی و بی تو باده کشیدن نسازدم←شمارهٔ ۸۸۶خاکساری را چو نقش پای تا دل بسته ایم←شمارهٔ ۸۸۷ما که دل در فکر دنیای خراب افکنده ایم←شمارهٔ ۸۸۸بی تو از بس گرد غم بر چهرهٔ دل داشتیم←شمارهٔ ۸۸۹زحال من چسان آگاه گردد شوخ خودکامم←شمارهٔ ۸۹۰ای من خراب طورک رندانه تان شوم←شمارهٔ ۸۹۱سوخت تا از پرتو آن آتشین خو پیکرم←شمارهٔ ۸۹۲یک‌رنگ بی‌خودی شده از خود بریده‌ام←شمارهٔ ۸۹۳ضعف نگذاشت که یک ره جهد از جا آهم←شمارهٔ ۸۹۴غمی در خاطر هر کس وطن گیرد غمین باشم←شمارهٔ ۸۹۵گلگشت چارباغ برو دوش کرده ایم←شمارهٔ ۸۹۶لخت لخت از یاد رویت شد دل بی کینه ام←شمارهٔ ۸۹۷تا ز عکست برگ گل سیما بود آیینه ام←شمارهٔ ۸۹۸نماید چون جرس در راه شوق شوخ بیباکم←شمارهٔ ۸۹۹ننگ منت بر نتابد همت مردانه ام←شمارهٔ ۹۰۰کرد دلها را به مژگان نرگس جانانه موم←شمارهٔ ۹۰۱در سراغ تو غبار رم عنقا گشتیم←شمارهٔ ۹۰۲خیال ساغر چشم تو کرده مدهوشم←شمارهٔ ۹۰۳بی‌خطا از بس رساند زخم بر بالای زخم←شمارهٔ ۹۰۴تا نهاد آن مست رنگین جلوه پا در کلبه ام←شمارهٔ ۹۰۵به تماشای تو بشفت بهار نگهم←شمارهٔ ۹۰۶چنان ز زشتی کردار خود خجل شده ام←شمارهٔ ۹۰۷ز بی‌تابی شود هردم فزون‌تر آتش شوقم←شمارهٔ ۹۰۸گرفت عشقش ازین دست اگر گریانم←شمارهٔ ۹۰۹دهد بوی جگر پرکاله آهم←شمارهٔ ۹۱۰از وصال مایوس است این دلی که من دارم←شمارهٔ ۹۱۱بسکه تلخی چشانده هجرانم←شمارهٔ ۹۱۲فزونتر گردد از زهد ریایی نخوت مردم←شمارهٔ ۹۱۳شبی کز یاد آن مه بر جگر دندان بیفشارم←شمارهٔ ۹۱۴عشق در زنهار باشد از دل غم پیشه ام←شمارهٔ ۹۱۵دل را اسیر پیچش آن مو گذاشتیم←شمارهٔ ۹۱۶نمک پروردهٔ لعلت تکلم←شمارهٔ ۹۱۷بزم رقصی زا ن نگار سیمبر می خواستیم←شمارهٔ ۹۱۸تا به معراج فنا یعنی شهادتگاه عشق←شمارهٔ ۹۱۹گل دیدار ترا چون پی چیدن رفتم←شمارهٔ ۹۲۰چون آینه بر روی تو مدهوش نگاهم←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth