→ دیوان اشعاراسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۵۶۱بسکه دامان حجاب از الفت من می کشد←شمارهٔ ۵۶۲ز آسمان محبت چه وحی نازل شد←شمارهٔ ۵۶۳عالم از جلوه تو خرم شد←شمارهٔ ۵۶۴گرچه مجنون را محبت از هوس زایل نشد←شمارهٔ ۵۶۵مرا چون غنچه هردم چاک دل از چاک میجوشد←شمارهٔ ۵۶۶در محبت اشک و آه بی محابا را چه شد←شمارهٔ ۵۶۷می کنم پرواز ذوق جانفشانی را چه شد←شمارهٔ ۵۶۸ز خوی سرکشی دل در بر امّید میرقصد←شمارهٔ ۵۶۹تیغ بر کفش دیدم خون من به جوش آمد←شمارهٔ ۵۷۰رفتم از هوش نگاه که به یادم آمد←شمارهٔ ۵۷۱کو ذره ای که صد خور بار جفا نداند←شمارهٔ ۵۷۲چشم ما پاک بود پاک حیا می داند←شمارهٔ ۵۷۳دل آتشپرستم شعله از اخگر نمیداند←شمارهٔ ۵۷۴به دل اضطرابی دعا می رساند←شمارهٔ ۵۷۵شکفتن در ریاض خاطرم بیکار میماند←شمارهٔ ۵۷۶دل شکاران که مرا بی سر و پا ساخته اند←شمارهٔ ۵۷۷مشتی از خاکستر پروانه پیدا کرده اند←شمارهٔ ۵۷۸همچو خس آیینه پرداز شرارم کرده اند←شمارهٔ ۵۷۹دوستان فکری به حالم کرده اند←شمارهٔ ۵۸۰پاک بینان الفتی با داغ پنهان کرده اند←شمارهٔ ۵۸۱از دلم روزی که طرح روزگار انداختند←شمارهٔ ۵۸۲عشق نگشوده طلسمی است که بر دل بستند←شمارهٔ ۵۸۳به دلم بال و پر ناله کشیدن دادند←شمارهٔ ۵۸۴فریب جلوه مستانه دادند←شمارهٔ ۵۸۵تا دل مست تو را داغ وفا بخشیدند←شمارهٔ ۵۸۶عاجزان چون نام غیرت می برند←شمارهٔ ۵۸۷از وفا صافدلانی که می ناب خورند←شمارهٔ ۵۸۸بیدلان ملک وفا را نه به خاتم گیرند←شمارهٔ ۵۸۹عشق اول بر دل غم پرور آتش می زند←شمارهٔ ۵۹۰خاموشی از ترانه ما جوش می زند←شمارهٔ ۵۹۱گه نگاهش کاروان چشم آهو میزند←شمارهٔ ۵۹۲آنانکه هوس مائده کام شناسند←شمارهٔ ۵۹۳سرمهای هر جا به چشم داغ سودا میکشند←شمارهٔ ۵۹۴دیده را شوخی چشمت دل بیتاب کند←شمارهٔ ۵۹۵به تغافل اگرم چشم تو رسوا نکند←شمارهٔ ۵۹۶همه دَردیم تا دوا چه کند←شمارهٔ ۵۹۷صف مژگان تو دل را چمن سینه کند←شمارهٔ ۵۹۸خرم کسی که دل به غمت شاد میکند←شمارهٔ ۵۹۹خار گلزار وفا گل میکند←شمارهٔ ۶۰۰رشک حسنت خار در پیراهن گل میکند←