شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعاررفیق اصفهانی
رفیق اصفهانی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۲۸۱تا لاله و گل هست میان گل و لاله←شمارهٔ ۲۸۲تنی دارد بنامیزد ز جان به←شمارهٔ ۲۸۳بی‌جهت توسن کین تاخته‌ای یعنی چه؟←شمارهٔ ۲۸۴تا کلک قضا رقم کشیده←شمارهٔ ۲۸۵عادت به این مکن که کنی جور و کین همه←شمارهٔ ۲۸۶جان می کندم ز تن کناره←شمارهٔ ۲۸۷به چرخ اگر چه فزونست از شماره ستاره←شمارهٔ ۲۸۸کشم جور از غمت ای نازنین ماه←شمارهٔ ۲۸۹دقیقه فهم و ادا دان و نکته دان شده ای←شمارهٔ ۲۹۰بازم چو شمع آتش به جان زد آتشین‌رخساره‌ای←شمارهٔ ۲۹۱ای خوی بد ای دلبر بدخو که تو داری←شمارهٔ ۲۹۲کی تو چو من ای نگار داری←شمارهٔ ۲۹۳نظر سوی دل افگاری نداری←شمارهٔ ۲۹۴بخشم از من گذر کردی و رفتی←شمارهٔ ۲۹۵ز تست ما را امید یاری به توست ما را امیدواری←شمارهٔ ۲۹۶خوش آنکه کشی باده و از خانه برآیی←شمارهٔ ۲۹۷مرا محروم از آن آستان کردی نکو کردی←شمارهٔ ۲۹۸به غیر آن ماه را بی‌مهر با من مهربان کردی←شمارهٔ ۲۹۹خوشا روزی و حبذا روزگاری←شمارهٔ ۳۰۰شد روزها که دارم بی مهر روی ماهی←شمارهٔ ۳۰۱بسی ز اهل وفا گرچه از جفا کشتی←شمارهٔ ۳۰۲در چمن جلوه گر ای سرو قد ساده کنی←شمارهٔ ۳۰۳پیام من برسان ای نسیم صبح به جایی←شمارهٔ ۳۰۴از آن در سینه از من کینه داری←شمارهٔ ۳۰۵به لب رسیده مرا جان ز محنت دوری←شمارهٔ ۳۰۶ز می نام و نشان تا هست باقی←شمارهٔ ۳۰۷اگر رود سر من چون حباب بر سر می←شمارهٔ ۳۰۸ای قد تو سرو سهی روی تو گلبرگ طری←شمارهٔ ۳۰۹بندم از بند جدا گر تو جفا پیشه نمایی←شمارهٔ ۳۱۰جفاکارا به یاران جز جفا کاری نمی‌دانی←شمارهٔ ۳۱۱جفاکاری تو یارا جز جفاکاری چه می‌دانی؟←شمارهٔ ۳۱۲تو نامهربان مه همانی که بودی←شمارهٔ ۳۱۳برای مدعی ترک من ای پیمان شکن کردی←شمارهٔ ۳۱۴چنان گشته ام ناتوان از جدایی←شمارهٔ ۳۱۵دمی هزار جفا می کشم ز خوی فلانی←شمارهٔ ۳۱۶خوش آن محفل که هر دم ساغر می←شمارهٔ ۳۱۷ای دل ز تو خوش سالی و ماهی به نگاهی←شمارهٔ ۳۱۸نگاه دلکش و رفتار دلستان که تو داری←شمارهٔ ۳۱۹حیف از تو که با اهل وفا یار نباشی←شمارهٔ ۳۲۰جان من گر دل به دست دلستانی داشتی←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth