→ دیوان اشعاررفیق اصفهانی
رفیق اصفهانی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۲۴۱زان دم که با تو عهد گسل عهد بسته ام←شمارهٔ ۲۴۲به بلا زار و مبتلا که منم←شمارهٔ ۲۴۳رخت جنت قدت طوبی است گفتم←شمارهٔ ۲۴۴از لطف نمی بینی سویم چه خطا کردم←شمارهٔ ۲۴۵به عالم حاصلی جز غم ندارم←شمارهٔ ۲۴۶چند از دست تو سوزد جان من←شمارهٔ ۲۴۷پس از کشتن گذاری بر مزارم میتوان کردن←شمارهٔ ۲۴۸بیا ای بت دمی در کعبه از بتخانه مسکن کن←شمارهٔ ۲۴۹شد جان پاکان در رهت از بسکه خاک ای نازنین←شمارهٔ ۲۵۰دلم خواهد که جان در راه خوبان←شمارهٔ ۲۵۱رخ مانند گلبرگ ترش بین←شمارهٔ ۲۵۲دور شد از یکدگر دور ز جانان من←شمارهٔ ۲۵۳ز خوناب دل و از دیده خونابه بار من←شمارهٔ ۲۵۴نداند کاش قدر مهر من مهرآزمای من←شمارهٔ ۲۵۵با من آن نامهربان مه مهربان خواهد شدن←شمارهٔ ۲۵۶خوشم بسایه ات ای سرو نازپرور من←شمارهٔ ۲۵۷به غیر دل که کند تا سحر فغان با من←شمارهٔ ۲۵۸صید سگان ایندرم تیع جفا بر من مزن←شمارهٔ ۲۵۹عاشقان را به جفا خوار مکن←شمارهٔ ۲۶۰به عمر خضر جدا از تو نیستم خرسند←شمارهٔ ۲۶۱من نه در پیری ز هجر آن جوانم ناتوان←شمارهٔ ۲۶۲دل نه همین می برد از من حسن←شمارهٔ ۲۶۳به کار عشق خوشم خود چه کار بهتر ازین←شمارهٔ ۲۶۴بیندیش ای پسر از آفت چشم بداندیشان←شمارهٔ ۲۶۵خوش است در سرمه روی نیکوان دیدن←شمارهٔ ۲۶۶آن می که هست آّب خضر شرمسار از آن←شمارهٔ ۲۶۷شد چو شب روزم سیاه از دست تو←شمارهٔ ۲۶۸کس را اگر یاری بود ای یار یاری همچو تو←شمارهٔ ۲۶۹نه صبر دارم و نه تاب و نه توان بی تو←شمارهٔ ۲۷۰دو دلستان که بلای دلند و جان هر دو←شمارهٔ ۲۷۱با این همه بی وفائی تو←شمارهٔ ۲۷۲گر سر ببرندم نکشم پا ز در تو←شمارهٔ ۲۷۳دشمنی آن قدر که با ما تو←شمارهٔ ۲۷۴گل خوار بود چو خار بی تو←شمارهٔ ۲۷۵جان و دلم راست صد رخنه هر سو←شمارهٔ ۲۷۶خوش تر ز طوبی است به خوبی نهال تو←شمارهٔ ۲۷۷افکند مرد چنین گر نگه پرفن تو←شمارهٔ ۲۷۸آمد ز خانه بیرون در دست جام باده←شمارهٔ ۲۷۹این همه الفت به غیر از من جدایی این همه←شمارهٔ ۲۸۰ای می فروش آزادیم زین سبحهٔ صددانه ده←