شعر را زندگی کن
→ شاه نعمت‌الله ولیشاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

غزل شمارهٔ ۱۰۸۱من رند خراباتم ایمن ز کراماتم←غزل شمارهٔ ۱۰۸۲من به خدا که از خدا غیر خدا نمی خوهم←غزل شمارهٔ ۱۰۸۳بگذر ز وجود و ز عدم هم←غزل شمارهٔ ۱۰۸۴غیر او با او نگنجد در دلم←غزل شمارهٔ ۱۰۸۵آفتابست و سایه بان عالم←غزل شمارهٔ ۱۰۸۶گدای عشقم و سلطان عالم←غزل شمارهٔ ۱۰۸۷همچو ما کیست مست در عالم←غزل شمارهٔ ۱۰۸۸پیرهن گر کهنه گردد یوسف جان را چه غم←غزل شمارهٔ ۱۰۸۹با سر زلف بتی باز در افتاد دلم←غزل شمارهٔ ۱۰۹۰در خرابات فنا جام بقا می نوشم←غزل شمارهٔ ۱۰۹۱می عشقش به کام می نوشم←غزل شمارهٔ ۱۰۹۲منم که جام می ذوالجلال می نوشم←غزل شمارهٔ ۱۰۹۳سر کویت به همه ملک جهان نفروشم←غزل شمارهٔ ۱۰۹۴دُرد دردش به ذوق می نوشم←غزل شمارهٔ ۱۰۹۵از جام وحدت سرخوشم هر دم مئی درمی کشم←غزل شمارهٔ ۱۰۹۶منم که عاشق دیدار یار خود باشم←غزل شمارهٔ ۱۰۹۷میخانه سبیل ماست مخمور کجا باشیم←غزل شمارهٔ ۱۰۹۸ما اگر شاه اگر گدا باشیم←غزل شمارهٔ ۱۰۹۹فاش شد نام ما که قلاشیم←غزل شمارهٔ ۱۱۰۰ما چو در سایهٔ الطاف خدا می باشیم←غزل شمارهٔ ۱۱۰۱ما حلقه به گوش می فروشیم←غزل شمارهٔ ۱۱۰۲ما سلطنت فقر به عالم نفروشیم←غزل شمارهٔ ۱۱۰۳علم توحید نیک می دانم←غزل شمارهٔ ۱۱۰۴من به جان دوستدار رندانم←غزل شمارهٔ ۱۱۰۵مطرب خوش نوای رندانم←غزل شمارهٔ ۱۱۰۶حضرتی غیر او نمی دانم←غزل شمارهٔ ۱۱۰۷بُود ممکن که من بی جان بمانم←غزل شمارهٔ ۱۱۰۸چنان سرمست و شیدایم که پا از سر نمی‌دانم←غزل شمارهٔ ۱۱۰۹من ترک می و صحبت رندان نتوانم←غزل شمارهٔ ۱۱۱۰من ترک می و صحبت رندان نتوانم←غزل شمارهٔ ۱۱۱۱درد دل آمد که درمانت منم←غزل شمارهٔ ۱۱۱۲غم مخور یارا که غمخوارت منم←غزل شمارهٔ ۱۱۱۳دولت وصل یار می‌بینم←غزل شمارهٔ ۱۱۱۴به عشق چشم بیمارت دلم بیمار می‌بینم←غزل شمارهٔ ۱۱۱۵نقش عالم خیال می بینم←غزل شمارهٔ ۱۱۱۶یار خود را به ناز می بینم←غزل شمارهٔ ۱۱۱۷نظری می‌کنم و وجه خدا می‌بینم←غزل شمارهٔ ۱۱۱۸چشم مستت به خواب می‌بینم←غزل شمارهٔ ۱۱۱۹خیال روی تو دائم به خواب می‌بینم←غزل شمارهٔ ۱۱۲۰هر چه بینم به نور او بینم←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth