شعر را زندگی کن
→ کمال خجندیکمال خجندی
کمال خجندی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۸۴۱خوشا در کوی دلبر آرمیدن←شمارهٔ ۸۴۲خوش است بر لب معشوق مست بوسیدن←شمارهٔ ۸۴۳خواهیم نقد جان و سر در پای جانان ریختن←شمارهٔ ۸۴۴داری لب و دهانی شیرین ولی چه شیرین←شمارهٔ ۸۴۵در سر زنجیر زلف او من بی عقل و دین←شمارهٔ ۸۴۶دلا نحفه جان به جانان رسان←شمارهٔ ۸۴۷دل است جایش و با دیده فتاده به خون←شمارهٔ ۸۴۸دلبر نازک دل من هر زمان رنجد ز من←شمارهٔ ۸۴۹دل که میرفت ز خود چون نرود باز چنین←شمارهٔ ۸۵۰دلم را صبر ممکن نیست از روی نکو کردن←شمارهٔ ۸۵۱دل من عاشق باریست که گفتن نتوان←شمارهٔ ۸۵۲دل نثار زلف جانان کرد جان خویشتن←شمارهٔ ۸۵۳دوستان مرحمتی بر دل بیچاره من←شمارهٔ ۸۵۴راز عشقت ز دل آمد به زبان←شمارهٔ ۸۵۵روی او از زلف دیدن می‌توان←شمارهٔ ۸۵۶زلف بر دوش آن پری در ماهتاب آمد برون←شمارهٔ ۸۵۷ز نشاط و عیش بادا لب تو همیشه خندان←شمارهٔ ۸۵۸زیر پا دامن کشان زلف دوتای او ببین←شمارهٔ ۸۵۹سرو می ماند به قد یار من←شمارهٔ ۸۶۰سوخت به داغ غم چنان دل که نماند ازو نشان←شمارهٔ ۸۶۱سوخت جانم تا ز پا افتاد زلفت بر ذقن←شمارهٔ ۸۶۲سوختی ای مرهم جانها درون ریش من←شمارهٔ ۸۶۳شبی خواهم چو شمعش لب گزیدن←شمارهٔ ۸۶۴شبی نگذرد بر دوچشم اشک گلگون←شمارهٔ ۸۶۵شه لشکر کش ما برد از ما عقل و هوش و دین←شمارهٔ ۸۶۶طوطی ب نو دید و در افتاد در سخن←شمارهٔ ۸۶۷عاشق کیست دلم باز نخواهم گفتن←شمارهٔ ۸۶۸عاشقی چیست مقیم در جانان بودن←شمارهٔ ۸۶۹عشق حالیست که جبریل بر آن نیست امین←شمارهٔ ۸۷۰قدمت آن با الف با سرو سیمین←شمارهٔ ۸۷۱کارم ز دست شد نظری کن بکار من←شمارهٔ ۸۷۲که خبر برد به بار از من مبتلای غمگین←شمارهٔ ۸۷۳گر سرزنیغ نیزت دارد سر بریدن←شمارهٔ ۸۷۴گر شبی آن مه ز منزل بی نقاب آید برون←شمارهٔ ۸۷۵گر قد همچو سروش در بر توان گرفتن←شمارهٔ ۸۷۶ما باز دل نهادیم بر جور دلستانان←شمارهٔ ۸۷۷مرا که خرقة ارزق به باده شد گلگون←شمارهٔ ۸۷۸من نخواهم دیده از رویت دگر برداشتن←شمارهٔ ۸۷۹من و محنت تو زهی راحت من←شمارهٔ ۸۸۰مه عیدت مبارک باد ای خورشید مهرویان←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth