→ کمال خجندیکمال خجندی
کمال خجندی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۸۰۱من همچو گردم در رهت زآن رو طلبکار توام←شمارهٔ ۸۰۲مهی نشست خیال رخت به خانه چشم←شمارهٔ ۸۰۳نام آن لب به خط سبز به جانی دیدم←شمارهٔ ۸۰۴نرود نقش خیال تو زمانی ز ضمیرم←شمارهٔ ۸۰۵نقد جان چیست که در دامن جانان ریزم←شمارهٔ ۸۰۶نیست جز غم بینو خوردن دیگرم←شمارهٔ ۸۰۷وصف دهن تنگ تو من هیچ نگویم←شمارهٔ ۸۰۸هر شبی تا به سحر دست دعا بگشایم←شمارهٔ ۸۰۹هر شبی خاک درت از گریه پرخون میکنم←شمارهٔ ۸۱۰هرگاه که به ناکامی دور از لب بار افتم←شمارهٔ ۸۱۱یار اشکم دید و شد بر من رحیم←شمارهٔ ۸۱۲یار من یار دگر میطلبد دانستم←شمارهٔ ۸۱۳بار هر چند به ناحق طلبه آزارم←شمارهٔ ۸۱۴یک شب نسیم زلفت از حلقه شنودم←شمارهٔ ۸۱۵آتش دوری دل ما بر نتابد بیش ازین←شمارهٔ ۸۱۶آمد درون دل غمت دیگر نمی آید برون←شمارهٔ ۸۱۷آمد لب تو باز بصد نازه در سخن←شمارهٔ ۸۱۸امروز بحمدالله فارغ شدم از دشمن←شمارهٔ ۸۱۹ای بدل نزدیک و دور از دیدن گریان من←شمارهٔ ۸۲۰ای خوش آن باد که از کوی تو آید بر من←شمارهٔ ۸۲۱ای عادت قدیمت دلهای ما شکستن←شمارهٔ ۸۲۲ای غمت آرام جان عاشقان←شمارهٔ ۸۲۳ای غمت فوت جان سوختگان←شمارهٔ ۸۲۴ای لبت چون شکر و نقل دهان نیز چنان←شمارهٔ ۸۲۵ای نهاده بار هجران بر دل پر درد من←شمارهٔ ۸۲۶با درد تو آرمید نتوان←شمارهٔ ۸۲۷بحر عشقت بحر بی پایاب گفتن میتوان←شمارهٔ ۸۲۸بدیده سوی تو حیف آیدم گذر کردن←شمارهٔ ۸۲۹به رخ قدر گل و گلزار بشکن←شمارهٔ ۸۳۰بر درت بی آب شد اشکم ز بسیار آمدن←شمارهٔ ۸۳۱برگ گل خواندمش از لطف برنجید ز من←شمارهٔ ۸۳۲تا رفتی از برم شده ام زار و ناتوان←شمارهٔ ۸۳۳ترک دل گفت آن دو چشم و دل ز تیر غمزه خون←شمارهٔ ۸۳۴چشم اگر اینست و ابرو این و ناز و شیوه این←شمارهٔ ۸۳۵چو زلف یار ز خود لازم است ببریدن←شمارهٔ ۸۳۶چه خوش است از تو بوس بخوشی نیاز کردن←شمارهٔ ۸۳۷حدیث یار شیرین لب نگنجد در دهان من←شمارهٔ ۸۳۸خاک پایت دوست دارد روی من←شمارهٔ ۸۳۹خبری یافتم از یار مپرسید ز من←شمارهٔ ۸۴۰خواجه چرا نشستهای خیز که رفت کاروان←