شعر را زندگی کن
→ همام تبریزیهمام تبریزی
همام تبریزی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۸۱ز کوی دوست مرا ناگزیر خواهد بود←شمارهٔ ۸۲هر که او عاشق جمال بود←شمارهٔ ۸۳چشم بد دور که زیباتر از این نتوان بود←شمارهٔ ۸۴آن را که حسن و شکل و شمایل چنین بود←شمارهٔ ۸۵هوس عمر عزیزم ز برای تو بود←شمارهٔ ۸۶زینهار ای دل گرت با عشق پیوندی بود←شمارهٔ ۸۷بر سر کوی تو سرها می‌رود←شمارهٔ ۸۸جان‌ها در آتشند که جانان همی‌رود←شمارهٔ ۸۹عشق از صورت او آینه جان بنمود←شمارهٔ ۹۰بوسه‌ای را گر به جان شاید خرید←شمارهٔ ۹۱اگر نگار من از رخ نقاب بگشاید←شمارهٔ ۹۲بهشت روی تو را پاک دیده‌ای باید←شمارهٔ ۹۳بیا دمی بنشین تا دلم بیاساید←شمارهٔ ۹۴دلم ز عهدۀ عشقت برون نمی‌آید←شمارهٔ ۹۵رویت به از آن آمد انصاف که می‌باید←شمارهٔ ۹۶چو چشم مست بدان زلف تابدار آید←شمارهٔ ۹۷سال‌ها باید که چون تو ماهی از دوران برآید←شمارهٔ ۹۸آن نه نقشی‌ست که در خاطر نقاش آید←شمارهٔ ۹۹مرا چو نام لبت بر سر زبان آید←شمارهٔ ۱۰۰دوستان از دوستان یاد آورید←شمارهٔ ۱۰۱دل به کنج عافیت چون پای در دامان کشید←شمارهٔ ۱۰۲نفس کافر کیش را عشق تو در ایمان کشید←شمارهٔ ۱۰۳ای سراندازان سراندازی کنید←شمارهٔ ۱۰۴چون قامت تو سروی در بوستان نروید←شمارهٔ ۱۰۵اینک نسیمی می‌دهد کز دوست می‌آرد خبر←شمارهٔ ۱۰۶دمی وصال تو از هر چه در جهان خوشتر←شمارهٔ ۱۰۷دوش از لبت ربوده‌ام ای مهربان شکر←شمارهٔ ۱۰۸لبت راست آب حیاتی دگر←شمارهٔ ۱۰۹آفتابی و ز مهرت همه دل‌ها محرور←شمارهٔ ۱۱۰از آن شکل و شمایل چشم بد دور←شمارهٔ ۱۱۱غرض ز دیدن شام و دیار مصر و حجاز←شمارهٔ ۱۱۲رفتیم ما و عشق تو اندر میان هنوز←شمارهٔ ۱۱۳چه می خورده است چشم نیم‌خوابش←شمارهٔ ۱۱۴زهی شمایل موزون و قد دلبندش←شمارهٔ ۱۱۵نبود خلاص ما را ز دو چشم شوخ شنگش←شمارهٔ ۱۱۶این نه دردیست که بی دوست بود درمانش←شمارهٔ ۱۱۷برو با ما صلاح و زهد مفروش←شمارهٔ ۱۱۸اشتیاقی به مرادی نفروشد درویش←شمارهٔ ۱۱۹پرده خویش تویی پرده برانداز ز پیش←شمارهٔ ۱۲۰عاشق کسی بود که کشد بار یار خویش←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth