→ دیوان اشعاراوحدی مراغهای
اوحدی مراغهای
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
غزل شمارهٔ ۴۴۱دشمن بیحاصلم را شرم باد از کار خویش←غزل شمارهٔ ۴۴۲با یار بیوفا نتوان گفت حال خویش←غزل شمارهٔ ۴۴۳باشد آن روز که گویم به تو راز دل خویش؟←غزل شمارهٔ ۴۴۴گر بنگری در آینه روزی صفای خویش←غزل شمارهٔ ۴۴۵مردی به هوش بودم و خاطر بجای خویش←غزل شمارهٔ ۴۴۶گفتم: به چابکی ببرم جان ز دست عشق←غزل شمارهٔ ۴۴۷دلم خرقهای دارد از پیر عشق←غزل شمارهٔ ۴۴۸ز حسن تو پیدا شد آیین عشق←غزل شمارهٔ ۴۴۹ای پیکر خجسته، چه نامی؟ فدیت لک←غزل شمارهٔ ۴۵۰زاهدان را گذاشتیم به جنگ←غزل شمارهٔ ۴۵۱ما به ابد میبریم عشق ترا از ازل←غزل شمارهٔ ۴۵۲که رساند به من شیفتهٔ مسکین حال؟←غزل شمارهٔ ۴۵۳گفتم: ز درد عشق تو گشتم چنین به حال←غزل شمارهٔ ۴۵۴من نخواهم برد جان از دست دل←غزل شمارهٔ ۴۵۵نگفتم: کین چنین زودت به جان اندر بکارم دل؟←غزل شمارهٔ ۴۵۶دیوانه میشد از غم او گاه گاه دل←غزل شمارهٔ ۴۵۷ای به خار هجر ما را سفته دل←غزل شمارهٔ ۴۵۸نازنین، عیب نباشد، که کند ناز ای دل←غزل شمارهٔ ۴۵۹سودای عشق خوبان از سربدر کن، ای دل←غزل شمارهٔ ۴۶۰نه به اندازهٔ خود یار گزیدی، ای دل←غزل شمارهٔ ۴۶۱زهی! ز دست رقیبان گذر به کوی تو مشکل←غزل شمارهٔ ۴۶۲خیز، که درمیرسد موکب سلطان گل←غزل شمارهٔ ۴۶۳بنمای روی خویش، که غیر از تو هر چه هست←غزل شمارهٔ ۴۶۴ای سحری دعای من، در دلش آن جفا مهل←غزل شمارهٔ ۴۶۵مستم از بادهٔ مهر تو، مرا مست مهل←غزل شمارهٔ ۴۶۶گر درد سر نباشدت، ای باد صبحدم←غزل شمارهٔ ۴۶۷توبه کردم ز توبه کردن خام←غزل شمارهٔ ۴۶۸قاصرات الطرف فی حجب الخیام←غزل شمارهٔ ۴۶۹من که باشم؟ که به من نامه فرستند و سلام←غزل شمارهٔ ۴۷۰من درین شهر پای بند توام←غزل شمارهٔ ۴۷۱ماهرویا، عاشق آن صورت پاک توام←غزل شمارهٔ ۴۷۲من چو همین حرف الف دیدهام←غزل شمارهٔ ۴۷۳فاش گشت آن ماجری، کز مرد و زن پوشیدهام←غزل شمارهٔ ۴۷۴به مسجد ره نمیدانم، گرفتار خراباتم←غزل شمارهٔ ۴۷۵تا دل اندر پیچ آن زلف به تاب انداختم←غزل شمارهٔ ۴۷۶اگر به مجلس قاضی نمودهاند که: مستم←غزل شمارهٔ ۴۷۷ای زاهد مستور، ز من دور، که مستم←غزل شمارهٔ ۴۷۸صنما، به دلنوازی نفسی بگیر دستم←غزل شمارهٔ ۴۷۹گر یار بلند آمد، من پستم و من پستم←غزل شمارهٔ ۴۸۰من از دیوانگی خالی نخواهم بود تا هستم←