شعر را زندگی کن
→ آشفتهٔ شیرازیآشفتهٔ شیرازی
آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۷۲۱منکه در میکده منزل بود از آغازم←شمارهٔ ۷۲۲عکس جمال این و آن هر چه فتاد در دلم←شمارهٔ ۷۲۳شبی که بی تو بود شمع برنیفروزم←شمارهٔ ۷۲۴ایکه شد ما در فکرت پی وصف تو عقیم←شمارهٔ ۷۲۵شکایت از خم زلفین یار چون گویم←شمارهٔ ۷۲۶ما ز ازل رند و مست و باده‌پرستیم←شمارهٔ ۷۲۷تا که در حلقه زلف تو پناهی داریم←شمارهٔ ۷۲۸چون خال هندوی تو بر آتش نشسته‌ایم←شمارهٔ ۷۲۹وقتی زفراق رنجه بودم←شمارهٔ ۷۳۰بر آن سرم که بگرد وفا و مهر نگردم←شمارهٔ ۷۳۱رفت به خشم دلبر و رحم نکرد بر دلم←شمارهٔ ۷۳۲تا چه شکوه بود از اختر نامسعودم←شمارهٔ ۷۳۳باگه در ملک فقر سلطانیم←شمارهٔ ۷۳۴گمان مدار که من از گزند مار بنالم←شمارهٔ ۷۳۵در سلسله آرد کاش آن زلف دلاویزم←شمارهٔ ۷۳۶همای عشق تو افکند سایه ی بسرم←شمارهٔ ۷۳۷زلف تو تا گرفته‌ام با همه در کشاکشم←شمارهٔ ۷۳۸چه زنم لاف که اوصاف تو را میدانم←شمارهٔ ۷۳۹زاهد شهر نیم تا به تو تزویر کنم←شمارهٔ ۷۴۰مکن ملامت دل کاو بخالت از ره رفت←شمارهٔ ۷۴۱بود چو زهر رقیب ار بیاورد شکرم←شمارهٔ ۷۴۲شاهد عید از در آمد شد ز دل اندوه بیم←شمارهٔ ۷۴۳گفتمش بسته آن طره پرچین توام←شمارهٔ ۷۴۴من آن نیم که بجز بار عشق یار کشم←شمارهٔ ۷۴۵هر که در میکده عشق شد امروز مقیم←شمارهٔ ۷۴۶چگونه از لب جانانه کام برگیرم←شمارهٔ ۷۴۷مرا چه کار بشکر لبان سیم اندام←شمارهٔ ۷۴۸بندم از زلف و خط سلسله مویان زنار←شمارهٔ ۷۴۹ببست غمزه شوخت بزلف دلبندم←شمارهٔ ۷۵۰چند همچون مرغ شب از تاب خور پنهان شوم←شمارهٔ ۷۵۱من عاشق بتانم و این کار می‌کنم←شمارهٔ ۷۵۲مردگان را از دم عیسی حیاتی تازه بود←شمارهٔ ۷۵۳آن ترک که غارتگر صبر است و سکونم←شمارهٔ ۷۵۴گشتیم جهان در طلب باز نشستیم←شمارهٔ ۷۵۵از که آوردی ای صبا پیغام←شمارهٔ ۷۵۶ای آفت دین و خصم اسلام←شمارهٔ ۷۵۷چگونه چشمه خورشید را بخاک بپوشم←شمارهٔ ۷۵۸گلعذاران گلستانی داشتم←شمارهٔ ۷۵۹چندانکه وفا کردم و اظهار ارادت←شمارهٔ ۷۶۰وقت کاخ است همان به که بصحرا نرویم←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth