شعر را زندگی کن
→ آشفتهٔ شیرازیآشفتهٔ شیرازی
آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۶۸۱رند و مستم دگر نمی‌دانم←شمارهٔ ۶۸۲خاک شیراز اگرچه شده دامن گیرم←شمارهٔ ۶۸۳نغمات عجب زند تارم←شمارهٔ ۶۸۴همه شب هم سفر باد سحرگاه شدم←شمارهٔ ۶۸۵همتی ساقیا که مخمورم←شمارهٔ ۶۸۶شور از آن لعل پرشکر دارم←شمارهٔ ۶۸۷زمشکین موی و روی ای لعبت روم←شمارهٔ ۶۸۸سالها رفت که ای عشق نگیری خبرم←شمارهٔ ۶۸۹مانده بر دست این دل صد پاره‌ام←شمارهٔ ۶۹۰تا عطف عنان کرد زآفاق خیالم←شمارهٔ ۶۹۱رحمی ای ساقی که از دیر و حرم بیگانه‌ام←شمارهٔ ۶۹۲محراب نخواهم خم ابروی تو دارم←شمارهٔ ۶۹۳زنی گر تیر پرتابم که روی از عشق برتابم←شمارهٔ ۶۹۴تا بسرشوری از آن خسرو شیرین دارم←شمارهٔ ۶۹۵نشایدم چو دل از مهر یار برگیرم←شمارهٔ ۶۹۶لاابالی‌وار تا رند و قلندر گشته‌ایم←شمارهٔ ۶۹۷رحمی ای عشق که من مانده بچنگ هوسم←شمارهٔ ۶۹۸عشق عقل‌سوز ببخشا به حالتم←شمارهٔ ۶۹۹وحشی‌صفت از خلق رمیدیم رمیدیم←شمارهٔ ۷۰۰مدتی بود که دور از در جانان بودم←شمارهٔ ۷۰۱آخر ای پیر خرابات نه من مخمورم←شمارهٔ ۷۰۲چون نیست ره که بر سر کوی تو بگذریم←شمارهٔ ۷۰۳سیل اشکم به شب هجر چو پیوست به هم←شمارهٔ ۷۰۴گردر میکده شهر به بستند چه غم←شمارهٔ ۷۰۵یاد باد آنکه گلستان پر از گل بودم←شمارهٔ ۷۰۶عهد کردم که بجز حرف غم عشق نگویم←شمارهٔ ۷۰۷جام جم راح آتشین دارم ‏←شمارهٔ ۷۰۸تا خماری به سر از نشئهٔ دوشین دارم←شمارهٔ ۷۰۹تا که بر طور دل این آتش سودا زده‌ایم←شمارهٔ ۷۱۰تا در آیینه رویت صنما می‌نگرم←شمارهٔ ۷۱۱تا خم زلف بتان آمده زنار دلم←شمارهٔ ۷۱۲بر بهشت رخت آن خال که دیدم گفتم←شمارهٔ ۷۱۳از دیدنت همی نه ز خود بیخبر شدم←شمارهٔ ۷۱۴نپندارم که دیگر در جهان اغیار می‌بینم←شمارهٔ ۷۱۵برخیز تا بکوی مغان التجا کنیم←شمارهٔ ۷۱۶در چه نخشب ماهی دیدم←شمارهٔ ۷۱۷سروشی دوش در مستی ز جانان کرد پیغامم←شمارهٔ ۷۱۸در خرابات مغان تا که پناهی داریم←شمارهٔ ۷۱۹خواهی که بخاک ره بمیرم←شمارهٔ ۷۲۰با تو عمریست که تا نرد نظرم میبازم←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth