→ آشفتهٔ شیرازیآشفتهٔ شیرازی
آشفتهٔ شیرازی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۷۶۱ما ساک کوی می فروشیم←شمارهٔ ۷۶۲بسکه مستغرق سودای تو بی خویشتنم←شمارهٔ ۷۶۳گفتم که بمی آتش عشقت بنشانم←شمارهٔ ۷۶۴آیا که داده فتوی بر بی گناهیم←شمارهٔ ۷۶۵خواستم حرف عشق ننگارم←شمارهٔ ۷۶۶زآن سرو زلف نافه بگشایم←شمارهٔ ۷۶۷مجالی نیست کز شور رقیبان با تو پیوندم←شمارهٔ ۷۶۸حاشا که بجز تو بخیال دگرستم←شمارهٔ ۷۶۹تو مگو که ناسزا بود خدایت ار بگفتم←شمارهٔ ۷۷۰من که نتوانم هوس را پای در دامن کشم←شمارهٔ ۷۷۱زد هجر بصبح وصال فالم←شمارهٔ ۷۷۲حاشا که توانم گفت آن راز که من دانم←شمارهٔ ۷۷۳ساقی بیار بوسم کز می خمار دارم←شمارهٔ ۷۷۴ای مظهر جانآفرین جانی تو از سر تا قدم←شمارهٔ ۷۷۵گفته بودی که ز کویت به ملامت بروم←شمارهٔ ۷۷۶نه توبه زاهد پیمانه بد که بشکستم←شمارهٔ ۷۷۷منصور صفت سر بسردار بدیدیم←شمارهٔ ۷۷۸این می که داد کز او سر بی خمار دارم←شمارهٔ ۷۷۹یارب که دهد آب باین تخم که کشتیم←شمارهٔ ۷۸۰به باغ عشق به جز میوهٔ فراق ندیدم←شمارهٔ ۷۸۱آن لب شیرین چو جام بوسیدم و باز آمدم←شمارهٔ ۷۸۲بروزگار اگر کار اختیار کنم←شمارهٔ ۷۸۳مه روزه است بیا ساز ریا برگیریم←شمارهٔ ۷۸۴بزنی اگر به تیرم نظر از تو برنگیرم←شمارهٔ ۷۸۵با همه کثرت چه شد تا دم زتنهائی زدم←شمارهٔ ۷۸۶غباری گردم و روزی بدامان تو بنشینم←شمارهٔ ۷۸۷دوش بی شمع جمالت بزم عیش افروختم←شمارهٔ ۷۸۸به کام دل شبی گر بوسی از لعل تو بستانم←شمارهٔ ۷۸۹بیهده عمری به صرف مهر خوبان کردهایم←شمارهٔ ۷۹۰زشکنجه گر بمیرم نظر از تو برنگیرم←شمارهٔ ۷۹۱دست گفتیم بران زلف چلیپا نزنیم←شمارهٔ ۷۹۲ایکه دل برده ای از دست زچشم سیهم←شمارهٔ ۷۹۳عشق خضر است و من گمشده اندر ظلماتم←شمارهٔ ۷۹۴مقبول میفروش گر افتاد خدمتم←شمارهٔ ۷۹۵ثمر از نخل عیش دَهْرْ غیر از غم نمیبینم←شمارهٔ ۷۹۶آتش کیست که من دیگ صفت در جوشم←شمارهٔ ۷۹۷به کفر زلف آن ترسابچه تا دین و دل دادم←شمارهٔ ۷۹۸بده می کز فروغش خرقه و دفتر بسوزانم←شمارهٔ ۷۹۹گمان کردم که در هجرت شبی خاموش بنشینم←شمارهٔ ۸۰۰نوبتی نو میزنی ای نوبتی امشب بنام←