→ دیوان اشعاراهلی شیرازی
اهلی شیرازی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱۰۴۱جان نذر کرده ام که بپایت فدا کنم←شمارهٔ ۱۰۴۲دل از آرزو چه خون شد بدعا چه کام خواهم←شمارهٔ ۱۰۴۳چو بینم هر دمت با غیر از غیرت خراب افتم←شمارهٔ ۱۰۴۴دش از داغت زمانی در غم دل بوده ام←شمارهٔ ۱۰۴۵طوفان کنم از اشک و رخ خاک بشویم←شمارهٔ ۱۰۴۶شب وعده داد مست و بره دیده دوختم←شمارهٔ ۱۰۴۷شدم بازیچهٔ طفلان که در هرجا که بنشینم←شمارهٔ ۱۰۴۸روز آخر کز جهان با دیده گریان روم←شمارهٔ ۱۰۴۹من که چون لاله ز داغ تو بر افروخته ام←شمارهٔ ۱۰۵۰ندارم چاره یی جانا که با لعلت در آمیزم←شمارهٔ ۱۰۵۱اسیر در دم و یک همنفس نمی بینم←شمارهٔ ۱۰۵۲آن عید مشتاقان که من قربان او صد جان کنم←شمارهٔ ۱۰۵۳از جور چه دل ملول دارم←شمارهٔ ۱۰۵۴مردیم ز غم تا بتو محبوب رسیدیم←شمارهٔ ۱۰۵۵گرچه در رسم ادب از دگران کم نشدیم←شمارهٔ ۱۰۵۶از بسکه می وصلت بیرون رود از دستم←شمارهٔ ۱۰۵۷دل چو کوه از حسرت لعل تو خونشد چون کنم←شمارهٔ ۱۰۵۸من کز غمت ز دیده می لاله گون خورم←شمارهٔ ۱۰۵۹دیوانه عشقم دهن از خنده نبندم←شمارهٔ ۱۰۶۰توبه کردم عمری اکنون باده صافی میکنم←شمارهٔ ۱۰۶۱شبهای هجر اگر چه دل ریش سوزدم←شمارهٔ ۱۰۶۲ما از صفای سینه چو آیینه همیم←شمارهٔ ۱۰۶۳چون چشم حسرت از تو بسرو سهی کنیم←شمارهٔ ۱۰۶۴گمره شدیم بسکه بره مست رفته ایم←شمارهٔ ۱۰۶۵کشت چون صیدم سگ یار و کشد در خاک هم←شمارهٔ ۱۰۶۶تا بکی توبه کنیم از می و دردم شکنیم←شمارهٔ ۱۰۶۷روزه بگذشت و هوای می بیغش دارم←شمارهٔ ۱۰۶۸من از گلهای خون دل از آن رخساره تر دارم←شمارهٔ ۱۰۶۹نگویی در پیت چونعاشقان هرجا نمیگردم←شمارهٔ ۱۰۷۰تو در چمن چو نباشی گل و سمن چکنم←شمارهٔ ۱۰۷۱حدیث سوز دل چون شمع از آن معنی گران دارم←شمارهٔ ۱۰۷۲همین خرسندی ام بس گرچه دور از محفلش گردم←شمارهٔ ۱۰۷۳چو شمع بیتو همه آه سوزناک شدم←شمارهٔ ۱۰۷۴ما وصل تو با بوالهوسان دوست نداریم←شمارهٔ ۱۰۷۵با آنکه ز شوق نظری خواب ندارم←شمارهٔ ۱۰۷۶عاشق مستم و محنت زده از بار دلم←شمارهٔ ۱۰۷۷گرچه بی بختم و دور از رخ گلفام توام←شمارهٔ ۱۰۷۸از جهان فردم همین در بند رخسار توام←شمارهٔ ۱۰۷۹من آن مستم که از اطوار خود یکمو نمیگردم←شمارهٔ ۱۰۸۰تا نیست می از خود خبرم نیست که هستم←