→ دیوان اشعاراهلی شیرازی
اهلی شیرازی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱۰۰۱عمریست که من خاک ره درد کشانم←شمارهٔ ۱۰۰۲عمریکه بیرخت من درمانده بوده ام←شمارهٔ ۱۰۰۳خوش آنکه پیش تو دور از دیار خود گریم←شمارهٔ ۱۰۰۴دل با تو بگفتار و زبان با دگرانم←شمارهٔ ۱۰۰۵بیک نظر که بر آن مه شب وصال کنم←شمارهٔ ۱۰۰۶ناچار اگر دمی ز سر کوی او روم←شمارهٔ ۱۰۰۷در سجود آستانت از سفر باز آمدیم←شمارهٔ ۱۰۰۸سنگ جفا بقصد دل زار خستهام←شمارهٔ ۱۰۰۹با کس سخن مگو که من از غیرت آتشم←شمارهٔ ۱۰۱۰هر چند از وصالت ای آفتاب دورم←شمارهٔ ۱۰۱۱ای جگر از تو پر نمک دیده شور بخت هم←شمارهٔ ۱۰۱۲ظَن مبر کز دودِ دل پیشت شکایت میکنم←شمارهٔ ۱۰۱۳نه تاب وصل و نه صبرم کز و کناره کنم←شمارهٔ ۱۰۱۴منم آنکه مست و بیخود ز غم تو لاله رویم←شمارهٔ ۱۰۱۵پیش تو غم دل که نهان بود نگفتیم←شمارهٔ ۱۰۱۶تو عیش کن بفراغت که من سپند توام←شمارهٔ ۱۰۱۷سایه صفت ز ماه خود میل وصال میکنم←شمارهٔ ۱۰۱۸سوختم چندانکه سر زد شعله از پیراهنم←شمارهٔ ۱۰۱۹سگ توام من و عمری بغم اسیر شدم←شمارهٔ ۱۰۲۰ز در مران اگر آلوده و هوسناکیم←شمارهٔ ۱۰۲۱حسرت فرو خورم چه به رویت نظر کنم←شمارهٔ ۱۰۲۲هرگز از بخت نیامد قدحی در دستم←شمارهٔ ۱۰۲۳پیرم چو چنگ با قد پرخم شکسته ام←شمارهٔ ۱۰۲۴ایگل که بوصل تو رسیدن نتوانم←شمارهٔ ۱۰۲۵عمریست کز عشق بتان این شور و مستی میکنم←شمارهٔ ۱۰۲۶چو ماه نوجمال عالم افروزش که می بینم←شمارهٔ ۱۰۲۷سوختم از نوش وصلت کارزو میداشتم←شمارهٔ ۱۰۲۸از برون چون مگس آلوده بشهد هوسیم←شمارهٔ ۱۰۲۹سرو من، چون سخن از لعل چو قندت گویم←شمارهٔ ۱۰۳۰بصبر اگرچه بسی روزها بسر کردم←شمارهٔ ۱۰۳۱کاش آنزمان که سوخته میشد ستاره ام←شمارهٔ ۱۰۳۲پیش تو ایطبیب جان بسکه ز خویش میروم←شمارهٔ ۱۰۳۳غیرت عشق کی هلد، کز ستم تو دم زنم←شمارهٔ ۱۰۳۴چند از هوس آن لب چون قند بسوزم←شمارهٔ ۱۰۳۵سخن نگفته بهم جنگ و ماجرا داریم←شمارهٔ ۱۰۳۶تا کی خمار محنت آن سیمبر کشم←شمارهٔ ۱۰۳۷منعت از همنفسان چند بصد پند کنم←شمارهٔ ۱۰۳۸با چون تو شوخی سرو قد عاشق کش و طناز هم←شمارهٔ ۱۰۳۹ز بسکه خار ملامت کشیده دامانم←شمارهٔ ۱۰۴۰هست کحل بصر از خاک ره او هوسم←