شعر را زندگی کن
سعیدا

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۲۸۱هر آن تنی که گرفتار پیرهن باشد←شمارهٔ ۲۸۲می تلخ و چمن پرگل، ساقی نمکین باشد←شمارهٔ ۲۸۳سیلی که در این راه گذر داشته باشد←شمارهٔ ۲۸۴گر مطلب تو جنگ است صلح و صفا چه باشد←شمارهٔ ۲۸۵کسی گرد کوی تو گردیده باشد←شمارهٔ ۲۸۶به رو تو را چو خط مشکبار پیدا شد←شمارهٔ ۲۸۷دل ها به یاد صحبت مستان کباب شد←شمارهٔ ۲۸۸نقاش طرح صورت آن را چسان کشد←شمارهٔ ۲۸۹از نگاه غیرجانان چهره در هم می کشد←شمارهٔ ۲۹۰از خود گذشته منت دوران نمی کشد←شمارهٔ ۲۹۱آن نگاه آشنای مشکل آسانت چه شد←شمارهٔ ۲۹۲پای بر نرگس نهادی چشم بلبل تازه شد←شمارهٔ ۲۹۳دگر ساقی به بزم ما چنان مستانه می‌رقصد←شمارهٔ ۲۹۴خارخار دل کجا در دیدهٔ ما می‌خلد←شمارهٔ ۲۹۵به من نه نامه از آن شوخ دلنواز آمد←شمارهٔ ۲۹۶باز تا در چمن آن سرو خرامان آمد←شمارهٔ ۲۹۷ز هجرش جان به کار آمد نیامد←شمارهٔ ۲۹۸سبزه‌ای جز آه کی از خاک مجنون می‌دمد←شمارهٔ ۲۹۹خط رخسار تو را گرچه ز بر باید خواند←شمارهٔ ۳۰۰دار نی در کشتن منصور برپا کرده اند←شمارهٔ ۳۰۱زان زمانی که تن و روح روانم دادند←شمارهٔ ۳۰۲گلرخانی که سراسر رو گلزار خودند←شمارهٔ ۳۰۳خوش آن کسان که به فکر دل فگار خودند←شمارهٔ ۳۰۴خوش به آسانی به آخر راه مشکل می‌برند←شمارهٔ ۳۰۵نی چو پروانه همه ز آتش نسبت سوزند←شمارهٔ ۳۰۶دلبران چون به هوس رشتهٔ جان می سوزند←شمارهٔ ۳۰۷آن که پشت دست رد بر نقره و زر می‌زند←شمارهٔ ۳۰۸هر گه که دل به یاد لبی جوش می زند←شمارهٔ ۳۰۹موج دریای جنون کی دست بر دل می‌زند←شمارهٔ ۳۱۰[تیر] ماهت فصل نوروزی کند←شمارهٔ ۳۱۱هر که یاد قامت آن سروبالا می کند←شمارهٔ ۳۱۲هر کس نظر به سوی تو از دور می کند←شمارهٔ ۳۱۳لعلش که کار بوسه به انداز می‌کند←شمارهٔ ۳۱۴رمزی است این که شمع فروزنده می کند←شمارهٔ ۳۱۵آن ماهوش که در همه جا جلوه می کند←شمارهٔ ۳۱۶کی فرنگی با مسلمانی نهانی می‌کند←شمارهٔ ۳۱۷کسان که سود و زیان را در این جهان دانند←شمارهٔ ۳۱۸خوبان نه ناز [بیهده] آغاز می کنند←شمارهٔ ۳۱۹شیشه و پیمانه و دل غم ز هم کم می‌کنند←شمارهٔ ۳۲۰روشندلان که آخر دم از جهان روند←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth