شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارمشتاق اصفهانی
مشتاق اصفهانی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۸۱گوشت کجا به ناله‌ام ای‌دل فریب هست←شمارهٔ ۸۲زد قدم هرکس به گیتی پیشه دیگر گرفت←شمارهٔ ۸۳ز ناز هرگزت از من اگر سئوالی نیست←شمارهٔ ۸۴جز عشق که اشرف بود از جمله کمالات←شمارهٔ ۸۵از دوست قالب من دیوانه پرشده است←شمارهٔ ۸۶به ناله صبحدمم بلبل خوش‌الحان گفت←شمارهٔ ۸۷بگذر از دیر و حرم جانانه جای دیگر است←شمارهٔ ۸۸کجا ز قهر تو غیر از توام پناهی هست←شمارهٔ ۸۹بر اوست رحم که درمانده دل افتاده است←شمارهٔ ۹۰گر بعاشق سر عتابش نیست←شمارهٔ ۹۱بر لب بغیر ناله که دمساز مانده است←شمارهٔ ۹۲بر بلبل آنچه از ستم باغبان گذشت←شمارهٔ ۹۳گر چو من از گلشن عشقش بدل جز خار نیست←شمارهٔ ۹۴نه صیدی جان برد از صیدگاه چشم فتانت←شمارهٔ ۹۵فلک سرگشته از سودای عشقست←شمارهٔ ۹۶عالم خراب از نگه می‌پرست تست←شمارهٔ ۹۷به پایت دوش می‌افتاد گاهی راست گاهی کج←شمارهٔ ۹۸با بلبل مسکین گل و بیداد و دگر هیچ←شمارهٔ ۹۹تا ز گل نام و ز گلزار نشان خواهد بود←شمارهٔ ۱۰۰خاک ار شوم به کوی تو گردم نمی‌رسد←شمارهٔ ۱۰۱گشاید از در میخانه هر در کاسمان بندد←شمارهٔ ۱۰۲پایی به پای دشت‌نوردم نمی‌رسد←شمارهٔ ۱۰۳ز خیلی کجا چون تو شاهی برآید←شمارهٔ ۱۰۴گرم صد داغ بر جان می‌گذارد←شمارهٔ ۱۰۵نه در سر غیر سودای تو باشد←شمارهٔ ۱۰۶به هر کام غیر آن شیرین‌سخن می‌پرورد←شمارهٔ ۱۰۷آن دل که غم بتان ندارد←شمارهٔ ۱۰۸نه از جفای تو زیبا صنم نخواهد ماند←شمارهٔ ۱۰۹دلم کز آتش جان‌سوز غم نخواهد ماند←شمارهٔ ۱۱۰دوش در طرف چمن بلبلی افغان می‌کرد←شمارهٔ ۱۱۱لب شیرین تو شیرین‌تر از آن ساخته‌اند←شمارهٔ ۱۱۲نه ز آب و گلت ای نخل جوان ساخته‌اند←شمارهٔ ۱۱۳در چمن مرغ چمن ناله چو بنیاد کند←شمارهٔ ۱۱۴سازوبرگ طرب از ساغر و مینا نشود←شمارهٔ ۱۱۵گفتی او راست وفاپیشه بلی گر می‌بود←شمارهٔ ۱۱۶می دو چشم تو ندانم ز چه پیمانه زدند←شمارهٔ ۱۱۷ناله به کوی او دلم بهر چه بس نمی‌کند←شمارهٔ ۱۱۸به لب صدبار جانم در رهش گر ز انتظار آید←شمارهٔ ۱۱۹عزیزش دار چون گل هرچه در چشم تو خار آید←شمارهٔ ۱۲۰گر همین خون مرا یار خورد نوشش باد←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth