→ دیوان اشعاررفیق اصفهانی
رفیق اصفهانی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱۲۱این ماه که جا به بام دارد←شمارهٔ ۱۲۲نه ضعف تن ز جانم سیر دارد←شمارهٔ ۱۲۳لعل جانان یارب از جان ساختند←شمارهٔ ۱۲۴گر نسوزد دل دلدار به من جا دارد←شمارهٔ ۱۲۵گر چنین دلبر من آفت جان خواهد شد←شمارهٔ ۱۲۶هر که را یاد تو در دل نفسی می آید←شمارهٔ ۱۲۷گر جهان از ماه تا ماهی از آن من شود←شمارهٔ ۱۲۸خوش آنکه مرا کشته به میدان تو یابند←شمارهٔ ۱۲۹شاه من با خیل خوبان چون ز راهی بگذرد←شمارهٔ ۱۳۰گل به گلشن زان گل رخسار یادم می دهد←شمارهٔ ۱۳۱گلعذاران نگار من نگرید←شمارهٔ ۱۳۲چکنم که باز آمد شب و یار من نیامد←شمارهٔ ۱۳۳گر از دل و جان صبر و سکون شد شده باشد←شمارهٔ ۱۳۴دایم به تو این گرمی بازار نماند←شمارهٔ ۱۳۵ندانستی گرم شاد از نگاه گاه گاه خود←شمارهٔ ۱۳۶آنکه ما را شیوهٔ تعلیم جز یاری نداد←شمارهٔ ۱۳۷قاتل من ترک قتل بی گناهی هم نکرد←شمارهٔ ۱۳۸شاد باد آنکه ز ناشادی من یاد نکرد←شمارهٔ ۱۳۹لب تشنه ایم افغان زان نوش لب که دارد←شمارهٔ ۱۴۰ز ما ترک سهیقدان رعنا برنمیآید←شمارهٔ ۱۴۱گر مصور مه من نقش تو دلخواه کشد←شمارهٔ ۱۴۲خوشا بادی که با آن باد گرد کوی یار آید←شمارهٔ ۱۴۳نمیگویم ترا مهر و وفا اصلا نمیباشد←شمارهٔ ۱۴۴بی وفائی که علاج دل پرخونم کرد←شمارهٔ ۱۴۵بهار آمد و یار کسی نمیآید←شمارهٔ ۱۴۶آن که لطفش گره از خاطر ما بگشاید←شمارهٔ ۱۴۷در نیکوئی آفت جهان شد←شمارهٔ ۱۴۸غمین عشق غم روزگار کم دارد←شمارهٔ ۱۴۹جلوه که آن تازه جوان می کند←شمارهٔ ۱۵۰نهادم بهر شرح شوق هر گه خامه بر کاغذ←شمارهٔ ۱۵۱دل به نازی برد از من باز طناز دگر←شمارهٔ ۱۵۲بی وفا یار من از یاری من عار مدار←شمارهٔ ۱۵۳خواهم شکست زاهد چون در بهار دیگر←شمارهٔ ۱۵۴دیدن قاصد خوش و خوشتر از آن پیغام یار←شمارهٔ ۱۵۵ما را چو تو نیست یار دیگر←شمارهٔ ۱۵۶روی تو یا آفتابست ای پسر←شمارهٔ ۱۵۷هر دم ای یار ز تو می کشم آزار دگر←شمارهٔ ۱۵۸زان نور دو دیده تا شوم دور←شمارهٔ ۱۵۹از جان بهر صد بار اگر گویند جانی ای پسر←شمارهٔ ۱۶۰نمی شوم ز سگ کوی او جدا هرگز←