→ دیوان اشعارکوهی
کوهی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۲۰۱کوته نمی شود سخن ما به گفتگو←شمارهٔ ۲۰۲تا به گرد گل ز سنبل زلف پیدا کردهای←شمارهٔ ۲۰۳دیده ام در دل و جان روی تو را دزدیده←شمارهٔ ۲۰۴زلفت گشاده عنبر سارا گره گره←شمارهٔ ۲۰۵بگذر از فکر و ذکر و اندیشه←شمارهٔ ۲۰۶هست اوجان من وجان همه←شمارهٔ ۲۰۷بلبل و قمری و کبک و فاخته←شمارهٔ ۲۰۸مه ما هست چارده ساله←شمارهٔ ۲۰۹سلطان عشق خیمه چو در لامکان زده←شمارهٔ ۲۱۰دلم از درد تو فریاد برآورد که آه←شمارهٔ ۲۱۱آفتاب منی و ماه همه←شمارهٔ ۲۱۲برآمد آفتاب روی آن ماه←شمارهٔ ۲۱۳آتش عشق بتان هر دو جهان را سوخته←شمارهٔ ۲۱۴بر تو باد ای جان که دل داری نگاه←شمارهٔ ۲۱۵آفتاب لایزال است او و عالم همچو ماه←شمارهٔ ۲۱۶بر دوخت دلم ز ما سوالله←شمارهٔ ۲۱۷دلا چون محرم روز الستی←شمارهٔ ۲۱۸دوش از صومعه در میکده رفتم سحری←شمارهٔ ۲۱۹نعره زن مرغ سحر گفت بباد سحری←شمارهٔ ۲۲۰ز حد نه فلک تا گاه و ماهی←شمارهٔ ۲۲۱آشکارا و نهان ماتوئی←شمارهٔ ۲۲۲در تو حیرانم که چونم ساختی←شمارهٔ ۲۲۳آفتابی و ماه می طلبی←شمارهٔ ۲۲۴در فنای فقر دیرینم توئی←شمارهٔ ۲۲۵زلف را تا بر مه رو در نقاب انداختی←شمارهٔ ۲۲۶باده را نشأیست روحانی←شمارهٔ ۲۲۷گفت رحمان با حمد عربی←شمارهٔ ۲۲۸از قدم تا فرق زیبا آمدی←شمارهٔ ۲۲۹نمود صبح سعادت ز غیب دیداری←شمارهٔ ۲۳۰روی چو آفتاب و مه داری←شمارهٔ ۲۳۱هست گردانید ما را از جهان نیستی←شمارهٔ ۲۳۲گر شبی آنماه با زلف پریشان آمدی←شمارهٔ ۲۳۳هر دم بشکل دیگر دید ار مینمائی←شمارهٔ ۲۳۴ای که منظور و برخود ناظری←شمارهٔ ۲۳۵باد و گیسوی سیاه عنبری←
→ صفحهٔ قبل۶ از ۶