شعر را زندگی کن
کوهی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۱۶۱دارم از زلف و خال تو در دل هزار داغ←شمارهٔ ۱۶۲باشد ز سرو قد تو خرم های باغ←شمارهٔ ۱۶۳دلم خود جان جان شد باده صاف←شمارهٔ ۱۶۴دوش بخواب دیده ام حضرت شحنة النجف←شمارهٔ ۱۶۵حیدر آسا جان کافر کیش در روز مصاف←شمارهٔ ۱۶۶هر که شد کشتهٔ شهوت نشود زندهٔ عشق←شمارهٔ ۱۶۷ما چو گشتیم به تیر مژه یار عاشق←شمارهٔ ۱۶۸بحسن خود شد او دلدار عاشق←شمارهٔ ۱۶۹بررخ جامع میان خلق و حق←شمارهٔ ۱۷۰هستم از علم نظر دانای حق←شمارهٔ ۱۷۱همچو مه دیدم شبی دیدار عشق←شمارهٔ ۱۷۲روحم از عالم امر است و تن از عالم حق←شمارهٔ ۱۷۳تا ببیند او خم ابروی آن مه یک به یک←شمارهٔ ۱۷۴دارد از جان و دل ما لعل او صد گونه رنگ←شمارهٔ ۱۷۵زمین وانجم و خورشید و ماه تا افلاک←شمارهٔ ۱۷۶نظر دارد بسوی ما شه عیار تنها یک←شمارهٔ ۱۷۷حله حور بود فصل بهاران کپنک←شمارهٔ ۱۷۸روح اگر از چاه تن افتاد بر اوج فلک←شمارهٔ ۱۷۹آتش و آبست و لعل و سیم و زر در جان سنگ←شمارهٔ ۱۸۰ای رخت شمع تابخانه دل←شمارهٔ ۱۸۱روی آن ماه چو خورشید عیانست ای دل←شمارهٔ ۱۸۲از روی حسن معنی جانرا بتی است مایل←شمارهٔ ۱۸۳خسبیده چند مانی در جامه خواب غافل←شمارهٔ ۱۸۴بیجان و تن دلم شد با وصل یار واصل←شمارهٔ ۱۸۵من درد کش باده صهبای الستم←شمارهٔ ۱۸۶دلبرا جانب ارباب وفا بگشا چشم←شمارهٔ ۱۸۷حرف اسرار ازل بر دل خود خوانا چشم←شمارهٔ ۱۸۸گرچه چون پروانه از شمع وصالت سوختم←شمارهٔ ۱۸۹ترک سودای دین و دنیا کن←شمارهٔ ۱۹۰بسته ام زنار کبری بر میان←شمارهٔ ۱۹۱کشف شد اسرار پیدا و نهان←شمارهٔ ۱۹۲چه حکمت بود ما را آفریدن←شمارهٔ ۱۹۳خط ریحان تو از نسترن آمد بیرون←شمارهٔ ۱۹۴سلام الله ای خورشید تابان←شمارهٔ ۱۹۵یار چون از زلف کج آویخت ما را سرنگون←شمارهٔ ۱۹۶او در اعیان ثابت و اعیان در او←شمارهٔ ۱۹۷دلا از خویش شو پنهان و میرو←شمارهٔ ۱۹۸مرکز عرش است دل خال سیه همتای او←شمارهٔ ۱۹۹لن تنالوا البر حتی تنفقوا←شمارهٔ ۲۰۰بیا ای دوست دیداری از این سو←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth