شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارمحتشم کاشانی
محتشم کاشانی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۳۶۱آن که بود از تو به یک حرف زبانی قانع←شمارهٔ ۳۶۲گدایان را بود از آستانها پاسبان مانع←شمارهٔ ۳۶۳آمد از مجلس برون در سر هوای سیر باغ←شمارهٔ ۳۶۴ای به من صدق و صفای تو دروغ←شمارهٔ ۳۶۵تا کی کشی به بی گنهان از عتاب تیغ←شمارهٔ ۳۶۶چو بر من زد آن ترک خون خوار تیغ←شمارهٔ ۳۶۷دهد اگرچه برون در بی‌شمار صدف←شمارهٔ ۳۶۸بعد مرگ من نکرد آن مه تاسف برطرف←شمارهٔ ۳۶۹آن پری را گوهر عصمت ز کف شد حیف حیف←شمارهٔ ۳۷۰زهی ز عشق جهانی تو را به جان مشتاق←شمارهٔ ۳۷۱بیچاره باشد همواره عاشق←شمارهٔ ۳۷۲ز تب نالان شدی جانان عاشق←شمارهٔ ۳۷۳بر در دل می‌زنند نوبت سلطان عشق←شمارهٔ ۳۷۴باز علم زد ز بیابان عشق←شمارهٔ ۳۷۵این آینه‌گون سقف که آبیست معلق←شمارهٔ ۳۷۶در فراقش چون ندادم جان خود را ای فلک←شمارهٔ ۳۷۷او کشیده خنجر و من جامه جان کرده چاک←شمارهٔ ۳۷۸ما که می‌سازیم خود را در فراق او هلاک←شمارهٔ ۳۷۹ای قدت همچو نیشکر نازک←شمارهٔ ۳۸۰مژده ای صبر که شد هجرت هجران نزدیک←شمارهٔ ۳۸۱ای روی تو از می ارغوان رنگ←شمارهٔ ۳۸۲صدامید از تو داشتم در دل←شمارهٔ ۳۸۳ای جمالت قبلهٔ جان ابرویت محراب دل←شمارهٔ ۳۸۴رسید باز طپاننده کبوتر دل←شمارهٔ ۳۸۵زدی به دست ارادت چو حلقه بر در دل←شمارهٔ ۳۸۶گر پا نهی ز لطف به مهمانسرای دل←شمارهٔ ۳۸۷گشته در عشق کار من مشکل←شمارهٔ ۳۸۸ای دهانت را موکل خضر خط بر سلسبیل←شمارهٔ ۳۸۹گر پردهٔ گردون ز سرشگم نکشد نم←شمارهٔ ۳۹۰اگر دوری ز من در آرزویت زار می‌میرم←شمارهٔ ۳۹۱خانهٔ دوری دل از همه پرداخته‌ام←شمارهٔ ۳۹۲لب پر سوال بر سر راهی نشسته‌ام←شمارهٔ ۳۹۳بس که چشم امشب به چشم عشوه‌سازش داشتم←شمارهٔ ۳۹۴بر سر کوی تو هرگاه که پیدا گشتم←شمارهٔ ۳۹۵من شیدا چرا از عقل و دین یک باره برگشتم←شمارهٔ ۳۹۶چون من به در هجر ز بیداد تو رفتم←شمارهٔ ۳۹۷ز خاک کوی تو گریان سفر گزیدم و رفتم←شمارهٔ ۳۹۸تو چون رفتی به سلطان خیالت ملک دل دادم←شمارهٔ ۳۹۹دی به دنبال یکی کبک خرام افتادم←شمارهٔ ۴۰۰زخم نگهت نهفته خوردم←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth