شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارمحتشم کاشانی
محتشم کاشانی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۲۸۱سرو خرامان من طره پریشان رسید←شمارهٔ ۲۸۲ز خواب دیده گشاد و ز رخ نقاب کشید←شمارهٔ ۲۸۳زاهدان منع ز دیر و می نابم مکنید←شمارهٔ ۲۸۴خبر از رفتن آن سرو روانم مدهید←شمارهٔ ۲۸۵کنم چو شرح غم او سواد بر کاغذ←شمارهٔ ۲۸۶ای زهر خندهٔ تو چو شهد و شکر لذیذ←شمارهٔ ۲۸۷ای شربت جفای تو هم تلخ و هم لذیذ←شمارهٔ ۲۸۸بس که چون باران نیسان ای سحاب خوش مطر←شمارهٔ ۲۸۹بر مه روی تو خط مشگ بار←شمارهٔ ۲۹۰چنین که من ز تو خود را نموده‌ام بیزار←شمارهٔ ۲۹۱تا شده ای گل به تو اغیار یار←شمارهٔ ۲۹۲زهی ز سلطنتت روزگار منت دار←شمارهٔ ۲۹۳افکنده ره به کلبهٔ درویش خاکسار←شمارهٔ ۲۹۴پیشت از سهوی که کردم ای خدیو کامکار←شمارهٔ ۲۹۵تا به سر منزل چشمم کنی ای سرو گذار←شمارهٔ ۲۹۶زین بیشتر رکاب ستم سر گران مدار←شمارهٔ ۲۹۷ای طور تو را جهان خریدار←شمارهٔ ۲۹۸دانم اگر از دلبری قانع به جانی ای پسر←شمارهٔ ۲۹۹دور از تو خاک ره ز جنون می‌کنم به سر←شمارهٔ ۳۰۰شطرنج صحبت من و آن مایهٔ سرور←شمارهٔ ۳۰۱عشق کهن به کوی تو می‌آردم هنوز←شمارهٔ ۳۰۲زهی ربوده لعل تو صد فسون پرداز←شمارهٔ ۳۰۳لشگر عشقت سیاهی می‌کند از دور باز←شمارهٔ ۳۰۴یک صبح ببام آی و ز رخ پرده برانداز←شمارهٔ ۳۰۵آفت من یک نگه زان نرگس مستانه ساز←شمارهٔ ۳۰۶ای هنوزت مژه از صف شکنی بر سر ناز←شمارهٔ ۳۰۷ای از می غرور تو لبریز جام ناز←شمارهٔ ۳۰۸ناصحا از سر بالین من این پند ببر←شمارهٔ ۳۰۹دوش در بزمم گذر کرد آن مه مجلس فروز←شمارهٔ ۳۱۰دوش سرگرم از وثاق آن کوکب گیتی فروز←شمارهٔ ۳۱۱حسن را تکیه‌گه آن طرف کلاهست امروز←شمارهٔ ۳۱۲به من که آتش عشقش نکرده دود هنوز←شمارهٔ ۳۱۳ز عنبر آتش حسنت نکرده دود هنوز←شمارهٔ ۳۱۴دل در بدن کباب و مرا دیده تر هنوز←شمارهٔ ۳۱۵مردم و بر دل من باز غم یار هنوز←شمارهٔ ۳۱۶ز دور یاسمنت سبزه سر نکرده هنوز←شمارهٔ ۳۱۷ای در زمان خط تو بازار فتنه تیز←شمارهٔ ۳۱۸بزم کین آرا و در ساغر می بیداد ریز←شمارهٔ ۳۱۹عقل در میدان عشق آهسته می‌راند فرس←شمارهٔ ۳۲۰با من از ابنای عالم دلبری مانده است و بس←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth