شعر را زندگی کن
→ فتحعلی‌شاهفتحعلی‌شاه
فتحعلی‌شاه

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۱۲۱پا به گل سرو شد ز رفتارش←شمارهٔ ۱۲۲مصور پیش چشمم شد جمالش←شمارهٔ ۱۲۳دل نشد بابت هرجایی خویش←شمارهٔ ۱۲۴دلم افتاده در قیدی که لاقید است صیادش←شمارهٔ ۱۲۵گرفتم تا خیالت را در آغوش←شمارهٔ ۱۲۶غم عالم نهادم بر دل تنگ←شمارهٔ ۱۲۷اندر آن خرم چمن کس را چرا گیرد ملال←شمارهٔ ۱۲۸ناله تا چند کنم از پی بیماری دل←شمارهٔ ۱۲۹مرا ننگ است در هجران تو از جان شیرینم←شمارهٔ ۱۳۰پرتوی از روی تو افتاده تا در خانه‌ام←شمارهٔ ۱۳۱دین و دل خود ز کف در ره تو داده‌ام←شمارهٔ ۱۳۲پادشاها بر درت شوق گدایی کرده‌ام←شمارهٔ ۱۳۳در بزم تو پروانه‌صفت سوخته بودم←شمارهٔ ۱۳۴باده کامروز دست صنمی می‌نوشم←شمارهٔ ۱۳۵شد پریشان چو زلف جانانم←شمارهٔ ۱۳۶بر یاد آن سرو روان چون رو سوی گلشن کنم←شمارهٔ ۱۳۷کاش من در راه تو چون خار دامن می‌شدم←شمارهٔ ۱۳۸من پای بست قامت زیبنده‌اش شدم←شمارهٔ ۱۳۹ای ماه کجا دیدی خورشید جهان‌سوزم←شمارهٔ ۱۴۰جدا ز روی تو جان‌ها بهار را چه کنم←شمارهٔ ۱۴۱سینه خویش هدف ساخته تیر توییم←شمارهٔ ۱۴۲آن که جان بر تو فشاند ز دل ای یار منم←شمارهٔ ۱۴۳دیده غم‌دیده را بی‌تو چه نور ای صنم←شمارهٔ ۱۴۴هجران تو سوخت بس که جانم←شمارهٔ ۱۴۵چمن چون بخت خسرو شاد و خرم←شمارهٔ ۱۴۶بس که بی‌روی دل‌آرای تو غوغا کردم←شمارهٔ ۱۴۷یزدان پرستم گه صنم در دیر و گاهی در حرم←شمارهٔ ۱۴۸عید است جان من به تو جان را فدا کنم←شمارهٔ ۱۴۹نعمت هر دو جهان را به تو سودا کردم←شمارهٔ ۱۵۰به دل مهر روی تو آکنده‌ام←شمارهٔ ۱۵۱از ستم روزگار تیر غمی خورده‌ام←شمارهٔ ۱۵۲حلقه هر موی تو سلسله کهکشان←شمارهٔ ۱۵۳وفا تا کی نمایی با رقیب ای بی‌وفای من←شمارهٔ ۱۵۴هر کس که بدید لعلت ای جان←شمارهٔ ۱۵۵بی‌تو تا کی خون فشاند چشم خون‌بار این چنین←شمارهٔ ۱۵۶ماه شد شرمنده از رویت چه رخساری‌ست این←شمارهٔ ۱۵۷به دلت جا نمی‌توان کردن←شمارهٔ ۱۵۸بگیر آینه و خویشتن تماشا کن←شمارهٔ ۱۵۹پی قتلم دل کین‌پرورش بین←شمارهٔ ۱۶۰بی‌داد و ظلم و جور و جفا و ستم ببین←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth