→ دیوان شمسمولانا
مولانا
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
غزل شمارهٔ ۳۰۴۱اگر مرا تو ندانی، بپرس از شب تاری←غزل شمارهٔ ۳۰۴۲چو مهر عشق سلیمان به هر دو کون تو داری←غزل شمارهٔ ۳۰۴۳ز حد چون بگذشتی بیا بگوی که چونی←غزل شمارهٔ ۳۰۴۴گهی به سینه درآیی گهی ز روح برآیی←غزل شمارهٔ ۳۰۴۵من آن نیم که تو دیدی چو بینیم نشناسی←غزل شمارهٔ ۳۰۴۶چو صبحدم خندیدی در بلا بندیدی←غزل شمارهٔ ۳۰۴۷به جان تو ای طایی که سوی ما بازآیی←غزل شمارهٔ ۳۰۴۸تو آسمان منی من زمین به حیرانی←غزل شمارهٔ ۳۰۴۹ربود عقل و دلم را جمال آن عربی←غزل شمارهٔ ۳۰۵۰خدایگان جمال و خلاصه خوبی←غزل شمارهٔ ۳۰۵۱به عاقبت بپریدی و در نهان رفتی←غزل شمارهٔ ۳۰۵۲چه باده بود که در دور از بگه دادی←غزل شمارهٔ ۳۰۵۳ز قیل و قال تو گر خلق بو نبردندی←غزل شمارهٔ ۳۰۵۴منم که کار ندارم به غیر بیکاری←غزل شمارهٔ ۳۰۵۵بیا بیا که نیابی چو ما دگر یاری←غزل شمارهٔ ۳۰۵۶خورانمت می جان تا دگر تو غم نخوری←غزل شمارهٔ ۳۰۵۷اگر ز حلقه این عاشقان کران گیری←غزل شمارهٔ ۳۰۵۸ز بامداد درآورد دلبرم جامی←غزل شمارهٔ ۳۰۵۹چه باک دارد عاشق ز ننگ و بدنامی←غزل شمارهٔ ۳۰۶۰نهان شدند معانی ز یار بیمعنی←غزل شمارهٔ ۳۰۶۱اگر تو یار نداری، چرا طلب نکنی؟←غزل شمارهٔ ۳۰۶۲اگر تو مست شرابی چرا حشر نکنی←غزل شمارهٔ ۳۰۶۳به هر دلی که درآیی چو عشق بنشینی←غزل شمارهٔ ۳۰۶۴ز بامداد دلم میپرد به سودایی←غزل شمارهٔ ۳۰۶۵شدم به سوی چه آب همچو سقایی←غزل شمارهٔ ۳۰۶۶رسید ترکم با چهرههای گل وردی←غزل شمارهٔ ۳۰۶۷تو در عقیله ترتیب کفش و دستاری←غزل شمارهٔ ۳۰۶۸فرست باده جان را به رسم دلداری←غزل شمارهٔ ۳۰۶۹نگاهبان دو دیدهست چشم دلداری←غزل شمارهٔ ۳۰۷۰اگر به خشم شود چرخ هفتم از تو بری←غزل شمارهٔ ۳۰۷۱دلا همای وصالی بپر چرا نپری←غزل شمارهٔ ۳۰۷۲به من نگر که به جز من به هر کی درنگری←غزل شمارهٔ ۳۰۷۳بیا بیا که پشیمان شوی از این دوری←غزل شمارهٔ ۳۰۷۴مسلم آمد یار مرا دل افروزی←غزل شمارهٔ ۳۰۷۵بیا بیا که تو از نادرات ایّامی←غزل شمارهٔ ۳۰۷۶بلندتر شدهست آفتاب انسانی←غزل شمارهٔ ۳۰۷۷ایا مربی جان از صداع جان چونی←غزل شمارهٔ ۳۰۷۸ز آب تشنه گرفتهست خشم میبینی←غزل شمارهٔ ۳۰۷۹بیامدیم دگربار سوی مولایی←غزل شمارهٔ ۳۰۸۰تو نور دیده جان یا دو دیده مایی←