→ دیوان اشعارفیض کاشانی
فیض کاشانی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
غزل شمارهٔ ۸۰۱بیپرده رخ نما که شوم من فدای تو←غزل شمارهٔ ۸۰۲تا بکی در مقام نازی تو←غزل شمارهٔ ۸۰۳جان من سخت دلربائی تو←غزل شمارهٔ ۸۰۴بر من نیستی کجائی تو←غزل شمارهٔ ۸۰۵ای گل چه گلی مانا از گلشن هوئی تو←غزل شمارهٔ ۸۰۶من نزد توام حاضر هر جای چه جوئی تو←غزل شمارهٔ ۸۰۷تن بی جانم و جانم توئی تو←غزل شمارهٔ ۸۰۸قصه اندوه دل بسیار شد خاموش شو←غزل شمارهٔ ۸۰۹ای عشق رسوا کن مرا گو نام بر من ننگ شو←غزل شمارهٔ ۸۱۰راه حق را مرد باید مرد کو←غزل شمارهٔ ۸۱۱هجران جانان تا بچند آ» یار کو آن یار کو←غزل شمارهٔ ۸۱۲ای عاقلان دیوانهام زنجیر زلف یار کو←غزل شمارهٔ ۸۱۳خبری ای صبا ز یار بگو←غزل شمارهٔ ۸۱۴میفزاید جان حدیث عاشقان بسیار گو←غزل شمارهٔ ۸۱۵دم بدمش به بین ببین تازه بتازه نو بنو←غزل شمارهٔ ۸۱۶عشق رسید و دل بزد نوبت پادشاه نو←غزل شمارهٔ ۸۱۷ز حق رسید ندا لا اله الا هو←غزل شمارهٔ ۸۱۸خوشه چین حسنم من گرد خرمنت ای ماه←غزل شمارهٔ ۸۱۹جامی لبا لب بایدت لب بر لب ساقی بده←غزل شمارهٔ ۸۲۰ز شر دیو بدرگاه ما بیار پناه←غزل شمارهٔ ۸۲۱ای که دردت با دوا آمیخته←غزل شمارهٔ ۸۲۲ای ز کویت ره گذر بسته←غزل شمارهٔ ۸۲۳شب و روز در ره تو من مبتلا نشسته←غزل شمارهٔ ۸۲۴دل از من بردی ای دلبر به فن آهسته آهسته←غزل شمارهٔ ۸۲۵خدایا دلم را گشادی بده←غزل شمارهٔ ۸۲۶دل بعشق خدای یکتا ده←غزل شمارهٔ ۸۲۷من آشفته را در راه یاری کار افتاده←غزل شمارهٔ ۸۲۸دلم در وادی خونخوار عشقی زار افتاده←غزل شمارهٔ ۸۲۹بیا زاهد مرا با حضرت تو کار افتاده←غزل شمارهٔ ۸۳۰بر آن رخسار تا آن طره طرار افتاده←غزل شمارهٔ ۸۳۱بار الها راستان را در حریمت بار ده←غزل شمارهٔ ۸۳۲یا رب این مهجور را در بزم وصلت بار ده←غزل شمارهٔ ۸۳۳یا رب این مخمور را در بزم مستان بار ده←غزل شمارهٔ ۸۳۴ای دوست بیا که طاقتم طاق شده←غزل شمارهٔ ۸۳۵از خودی ای خدا نجاتم ده←غزل شمارهٔ ۸۳۶بدل گفتم سوی دلبر نشان ده←غزل شمارهٔ ۸۳۷دلم را ای خدا از عشق جان ده←غزل شمارهٔ ۸۳۸خوشا دلی که ز غیر خداست آسوده←غزل شمارهٔ ۸۳۹شهید علینا من رجونا شهوده←غزل شمارهٔ ۸۴۰هرکه هستش از ذکا در قبهٔ سر مشعله←