→ شاه نعمتالله ولیشاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
غزل شمارهٔ ۴۴۱سید ما بر درش مأوا گرفت←غزل شمارهٔ ۴۴۲سلطان عشق ملک جهان را روان گرفت←غزل شمارهٔ ۴۴۳آفتاب رخش جهان بگرفت←غزل شمارهٔ ۴۴۴شهرت ذوق ما جهان بگرفت←غزل شمارهٔ ۴۴۵عشق سلطان ما جهان بگرفت←غزل شمارهٔ ۴۴۶معنی او نمود در صورت←غزل شمارهٔ ۴۴۷چشمم به نور و معنی دیده جمال صورت←غزل شمارهٔ ۴۴۸دُرد دردش نوش کن گر صاف درمان بایدت←غزل شمارهٔ ۴۴۹هر که بد بازی کند بد باز گردد عاقبت←غزل شمارهٔ ۴۵۰چون من ز ولای تو رسیدم به ولایت←غزل شمارهٔ ۴۵۱در کوی خرابات نشستم به سلامت←غزل شمارهٔ ۴۵۲رفتی به سلامت به سلامت به سلامت←غزل شمارهٔ ۴۵۳هرگز نبود عاشقی و راه سلامت←غزل شمارهٔ ۴۵۴مستیم و خرابیم و گرفتار خرابات←غزل شمارهٔ ۴۵۵مائیم و می صحبت رندان خرابات←غزل شمارهٔ ۴۵۶نعمت الله مظهر ذات و صفات←غزل شمارهٔ ۴۵۷فانی تمام خدمت اوست←غزل شمارهٔ ۴۵۸تبخال زده بر لب من خسته از آن است←غزل شمارهٔ ۴۵۹ملک داری همه به تدبیر است←غزل شمارهٔ ۴۶۰عشق را مسجد و میخانه یکی است←غزل شمارهٔ ۴۶۱عشق آمد و عقل کرد غارت←غزل شمارهٔ ۴۶۲عمر بی او که بر سر آری هیچ←غزل شمارهٔ ۴۶۳ما را به غیر او نبود التفات هیچ←غزل شمارهٔ ۴۶۴دل به دست باد خواهم داد هر چه باد باد←غزل شمارهٔ ۴۶۵آب چشم ما به روی ما فتاد←غزل شمارهٔ ۴۶۶آب چشم ما به هر سو رو نهاد←غزل شمارهٔ ۴۶۷در دلم غیر او نمیگنجد←غزل شمارهٔ ۴۶۸ساقیی جام سوی ما آورد←غزل شمارهٔ ۴۶۹ترک سرمستی مرا دامن کشانم میکشد←غزل شمارهٔ ۴۷۰بیا ای یار و بر اغیار میخند←غزل شمارهٔ ۴۷۱عاشقانی که در جهان باشند←غزل شمارهٔ ۴۷۲دیدهٔ ما چو روی او بیند←غزل شمارهٔ ۴۷۳چشم ما روشن به نور او بود←غزل شمارهٔ ۴۷۴هر که رخسار تو بیند به گلستان نرود←غزل شمارهٔ ۴۷۵در رحمت خدا به ما بگشود←غزل شمارهٔ ۴۷۶دولتی خوش خدا به ما بخشید←غزل شمارهٔ ۴۷۷آن چنان ذاتی نهان اندر صفت پیدا بود←غزل شمارهٔ ۴۷۸کون جامع جامع اسما بود←غزل شمارهٔ ۴۷۹آبروی ما ز چشم ما بود←غزل شمارهٔ ۴۸۰قطره و دریا همه از ما بود←