→ شاه نعمتالله ولیشاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
غزل شمارهٔ ۴۰۱صحبت جانان من مجلس روحانی است←غزل شمارهٔ ۴۰۲شادمانم زانکه غمخوارم وی است←غزل شمارهٔ ۴۰۳هرچه بینی جمله آیات وی است←غزل شمارهٔ ۴۰۴هرکجا گنجیست ماری در وی است←غزل شمارهٔ ۴۰۵در نظر عالم چو جامی پر می است←غزل شمارهٔ ۴۰۶کنج دل گنجینهٔ عشق وی است←غزل شمارهٔ ۴۰۷ما را چو ز عشق راحتی هست←غزل شمارهٔ ۴۰۸مطرب عشق ساز ما بنواخت←غزل شمارهٔ ۴۰۹مطرب عشاق ساز ما نواخت←غزل شمارهٔ ۴۱۰لطف سازنده تا عیانم ساخت←غزل شمارهٔ ۴۱۱آتش عشقش تمام عود وجودم بسوخت←غزل شمارهٔ ۴۱۲آتشی ظاهر شد و پیدا و پنهانم بسوخت←غزل شمارهٔ ۴۱۳آتش عشق تو دل در بر بسوخت←غزل شمارهٔ ۴۱۴علم ما در کتاب نتوان یافت←غزل شمارهٔ ۴۱۵علم ما در کتاب نتوان یافت←غزل شمارهٔ ۴۱۶بی سبب وصل یار نتوان یافت←غزل شمارهٔ ۴۱۷بی درد دل ای دوست دوا را نتوان یافت←غزل شمارهٔ ۴۱۸بلبل چو هوای گلستان یافت←غزل شمارهٔ ۴۱۹جانم از درد دل دوائی یافت ←غزل شمارهٔ ۴۲۰دل ز جان بگذشت و جانان بازیافت←غزل شمارهٔ ۴۲۱جان به خلوت سرای جانان رفت←غزل شمارهٔ ۴۲۲یار ما رفت گوییا جان رفت←غزل شمارهٔ ۴۲۳عاشقی جان را به جانان داد و رفت←غزل شمارهٔ ۴۲۴رند سرمستی ز پا افتاد و رفت←غزل شمارهٔ ۴۲۵نعمت الله جان به جانان داد و رفت←غزل شمارهٔ ۴۲۶نعمت الله جان به جانان داد و رفت←غزل شمارهٔ ۴۲۷عاشقی جان را به جانان داد و رفت←غزل شمارهٔ ۴۲۸گرد و خاک ما روان بر باد رفت←غزل شمارهٔ ۴۲۹یار ما زاری ما نشنید و رفت←غزل شمارهٔ ۴۳۰در ره عشق چو ما بی سر و پا باید رفت←غزل شمارهٔ ۴۳۱فارغ از نام و نشان خواهیم رفت←غزل شمارهٔ ۴۳۲به خرابات مغان بی سر و پا خواهم رفت←غزل شمارهٔ ۴۳۳عقل مشوش دماغ از سر ما رفت رفت←غزل شمارهٔ ۴۳۴تا که سودای خیالش در سُویدا جا گرفت←غزل شمارهٔ ۴۳۵تا که سودای خیالش در سویدا جا گرفت←غزل شمارهٔ ۴۳۶نور چشم عالمی بر دیدهٔ ما جا گرفت←غزل شمارهٔ ۴۳۷عشق دلبر در دل ما جا گرفت←غزل شمارهٔ ۴۳۸آتش عشقش خوشی در ما گرفت←غزل شمارهٔ ۴۳۹چشم مستش گوشه ای از ما گرفت←غزل شمارهٔ ۴۴۰گر وصال یار خواهی ترک جان باید گرفت←