→ دیوان اشعارامیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱۶۴۱امروز به نظاره آن سرو خرامان←شمارهٔ ۱۶۴۲ز سر کرشمه یک ره نظری به روی من کن←شمارهٔ ۱۶۴۳منم و خیال بازی شب و روز با جانان←شمارهٔ ۱۶۴۴دلم را کرد صد پاره به سینه خار خار تو←شمارهٔ ۱۶۴۵دلم آشفته شد، جانا، به بالای بلای تو←شمارهٔ ۱۶۴۶مه شبگرد من امشب چو مه می گشت و من با او←شمارهٔ ۱۶۴۷دو رخ بنمای و بازار کواکب بشکن از هر دو←شمارهٔ ۱۶۴۸بدینسان کز غمت بر خاک دارم هر زمان پهلو←شمارهٔ ۱۶۴۹بیچاره دلم خون شد در پیش خیال تو←شمارهٔ ۱۶۵۰ای جان من آویزان از بند قبای تو←شمارهٔ ۱۶۵۱آن کیست که می آید صد لشکر دل با او←شمارهٔ ۱۶۵۲از دوری خود، جانا، حال دل من بشنو←شمارهٔ ۱۶۵۳ای رهزن عشاق، چه عیار کسی تو←شمارهٔ ۱۶۵۴خلقی همه در شهر و مرا جا به دگر سو←شمارهٔ ۱۶۵۵ای سبزه دمانید به گرد قمر از مو←شمارهٔ ۱۶۵۶من اینجا و دل گمره در آن کو←شمارهٔ ۱۶۵۷زینسان که ناوک می زند چشم شکارانداز او←شمارهٔ ۱۶۵۸آن شکل جولانش نگر، وان خلق در دنبال او←شمارهٔ ۱۶۵۹ترکی ست بدخو آنکه من دارم سر و سودای او←شمارهٔ ۱۶۶۰خیزد چو از خواب آن پسر تا کس نشوید روی او←شمارهٔ ۱۶۶۱ای زندگانی بخش من لعل شکر گفتار تو←شمارهٔ ۱۶۶۲گر چه که هست خون دل باده خوشگوار تو←شمارهٔ ۱۶۶۳تا به زمانه شد خبر از مه با کمال تو←شمارهٔ ۱۶۶۴باز به خون خلق شد چشم جفانمای تو←شمارهٔ ۱۶۶۵نیست گشاده چشم من جز به خیال روی تو←شمارهٔ ۱۶۶۶روی یار از سبزه تر بوستانی یافت نو←شمارهٔ ۱۶۶۷مست می گردی ز خانه، بیش نافرمان مشو←شمارهٔ ۱۶۶۸مردم چشم مرا برد آب و گر آیی درو←شمارهٔ ۱۶۶۹از من، ای ساده پسر، دور مشو←شمارهٔ ۱۶۷۰پر زخم است و شکست زلف گرانبار تو←شمارهٔ ۱۶۷۱پرده صبرم درید غمزه دلدوز تو←شمارهٔ ۱۶۷۲گر نه کمند بلاست بر دل عشاق تو←شمارهٔ ۱۶۷۳نوبت خوبی زدند در شب گیسوی تو←شمارهٔ ۱۶۷۴عاشق و دیوانه ام، سلسله یار کو←شمارهٔ ۱۶۷۵خون گریم ار چه از ستم بیکران تو←شمارهٔ ۱۶۷۶هر جا که لب به خنده گشاید دهان تو←شمارهٔ ۱۶۷۷کس چون جهد ز گیسوی همچون کمند تو←شمارهٔ ۱۶۷۸گر باده می خورم به سر من خمار تو←شمارهٔ ۱۶۷۹هر شب منم فتاده به گرد سرای تو←شمارهٔ ۱۶۸۰بوی وفا ز طره عنبرفشان تو←