→ دیوان اشعارامیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱۶۱نگارا، روز عیش و شادمانیست←شمارهٔ ۱۶۲ندانستم که اهلیت گناهست←شمارهٔ ۱۶۳بیا ساقی که ایام بهار است←شمارهٔ ۱۶۴نگویم در تو عیبی، ای پسر، هست←شمارهٔ ۱۶۵دلم زو شب حدیث ناز می گفت←شمارهٔ ۱۶۶جفا کز وی برین جان زبون رفت←شمارهٔ ۱۶۷تماشا گاه جانها شد خیالت←شمارهٔ ۱۶۸بیا، ای دیده شهری به سویت←شمارهٔ ۱۶۹دریاب که جان خراب گشته ست←شمارهٔ ۱۷۰بازش هوس شکار برخواست←شمارهٔ ۱۷۱خط کز لب آن پسر دمیده ست←شمارهٔ ۱۷۲عشق تو بلای جان بسندست←شمارهٔ ۱۷۳ما را دل زار مستمند است←شمارهٔ ۱۷۴چشمم که بر روی تو فتاده ست←شمارهٔ ۱۷۵آنجاست دل من و هم آنجاست←شمارهٔ ۱۷۶زلف تو هنوز تابدار است←شمارهٔ ۱۷۷چشمت که میان خواب نازست←شمارهٔ ۱۷۸یک موی ترا هزار دام است←شمارهٔ ۱۷۹زلف سیه تو مشک چین است←شمارهٔ ۱۸۰می نوش که دور شادمانیست←شمارهٔ ۱۸۱ای خوانده بُتانِ حسن، شاهت←شمارهٔ ۱۸۲دیوانه شدم در آرزویت←شمارهٔ ۱۸۳وقتی غباری زآستان بفرست سوی چاکرت←شمارهٔ ۱۸۴روز نوروزست و ساقی جام صهبا برگرفت←شمارهٔ ۱۸۵شهسوارم آمد و از سینه جان را برگرفت←شمارهٔ ۱۸۶هر قدم کاندر راه آن سرو خرامان برگرفت←شمارهٔ ۱۸۷روزگاری شد که دل با داغ هجران خو گرفت←شمارهٔ ۱۸۸سرو به دید آن قد و رعنایی ازان بالا گرفت←شمارهٔ ۱۸۹باز جانا، آتش شوق تو در جان جا گرفت←شمارهٔ ۱۹۰آفت دینِ مسلمانی جز آن عیار نیست←شمارهٔ ۱۹۱ای که بی خاک درت در دیده من نور نیست←شمارهٔ ۱۹۲ماه تابانست و همچون روی تو تابنده نیست←شمارهٔ ۱۹۳چون به گیتی هر چه می آید، روان خواهد گذشت←شمارهٔ ۱۹۴دیدمش امروز و شب در دل کنون خواهد گذشت←شمارهٔ ۱۹۵با غمش خو کردم امشب، گر چه در زاری گذشت←شمارهٔ ۱۹۶چون گذر بر خاک داری بر سرت این باد چیست←شمارهٔ ۱۹۷یار اگر برگشت در تیمار بودن هم خوش است←شمارهٔ ۱۹۸یار دل برداشت وز رنج دل ما غم نداشت←شمارهٔ ۱۹۹رفت یار و آرزوی او ز جان من نرفت←شمارهٔ ۲۰۰آن سوار کج کله کز ناز سلطان من است←