شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارامیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۲۴۱در سرم تا ز سر زلف تو سودایی هست←شمارهٔ ۲۴۲ستمی کز تو کشد مرد، ستم نتوان گفت←شمارهٔ ۲۴۳سر آن قامت چون سرو روان خواهم گشت←شمارهٔ ۲۴۴خبری ده به من، ای باد که جانان چونست←شمارهٔ ۲۴۵نه مرا خواب به چشم و نه مرا دل در دست←شمارهٔ ۲۴۶شب و روز می بنالم ز جفای چشم مستت←شمارهٔ ۲۴۷صفتی ست آب حیوان، زدهان نوشخندت←شمارهٔ ۲۴۸منم و خیالبازی، شب و روز با جمالت←شمارهٔ ۲۴۹اثری نماند باقی ز من اندر آرزویت←شمارهٔ ۲۵۰گر چه سرو باغ را بالا خوش است←شمارهٔ ۲۵۱بار عشقت بر دلم باری خوش است←شمارهٔ ۲۵۲عاشقان را درد بی مرهم خوش است←شمارهٔ ۲۵۳کار بالای تو تا بالا گرفت←شمارهٔ ۲۵۴یار بی موجب دل از ما برگرفت←شمارهٔ ۲۵۵مردم از کوی تو چون بیدل نرفت←شمارهٔ ۲۵۶از تو بر خاطر مرا آزار نیست←شمارهٔ ۲۵۷مفلسی از پادشایی خوشتر است←شمارهٔ ۲۵۸یار ما را عزم رایی دیگر است←شمارهٔ ۲۵۹ترک من طره مشوش کرده است←شمارهٔ ۲۶۰مه غلام تست با رویی که هست←شمارهٔ ۲۶۱روی خوبت دلبری را پایه ای است←شمارهٔ ۲۶۲آمد آن یاری که در دل جای اوست←شمارهٔ ۲۶۳رنگی از حسن تو در روی گل است←شمارهٔ ۲۶۴ای نسیم صبحدم، یارم کجاست←شمارهٔ ۲۶۵چشم فتانت که دی بر رو نخفت←شمارهٔ ۲۶۶صد دل اندر زلف شب گون سوخت ست←شمارهٔ ۲۶۷ای دهانت، چشمه آب حیات←شمارهٔ ۲۶۸شکرین لعل تو کان نمک است←شمارهٔ ۲۶۹نرگس مست تو خواب آلوده است←شمارهٔ ۲۷۰ای که روی تو حیات جان است←شمارهٔ ۲۷۱تیر کدامین بلاست کان به کمان تو نیست←شمارهٔ ۲۷۲درد سر دوستان آه و فغان من است←شمارهٔ ۲۷۳عمر به پایان رسید در هوس روی دوست←شمارهٔ ۲۷۴هر که نگه در تو کرد بیش به بستان نرفت←شمارهٔ ۲۷۵خوش بود آن بیدلی کز غم امانیش نیست←شمارهٔ ۲۷۶نیست دلی کاندرو داغ جفای تو نیست←شمارهٔ ۲۷۷در چمن جان من سرو خرامان یکی ست←شمارهٔ ۲۷۸آنکه مزاج دلش باز ندانم که چیست←شمارهٔ ۲۷۹درد دلم را طبیب چاره ندانست←شمارهٔ ۲۸۰چون غم هجران او نداشت نهایت←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth