→ حکیم نزاریحکیم نزاری
حکیم نزاری
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱۰۸۱دوش بازم قاصدی از حضرت یار آمده←شمارهٔ ۱۰۸۲یار می باید که باشد چست و چالاک آمده←شمارهٔ ۱۰۸۳ماییم و جانی بر دهان از جور هجران آمده←شمارهٔ ۱۰۸۴مسیح اگر به نفس کرد مردهای زنده←شمارهٔ ۱۰۸۵ای مرا هم چو دیده نادیده←شمارهٔ ۱۰۸۶ای ترکِ ما گرفته پیوندِ ما بریده←شمارهٔ ۱۰۸۷یاد آن وقت که جانانهٔ ما ترسیده←شمارهٔ ۱۰۸۸ای من به وفای تو رسیده←شمارهٔ ۱۰۸۹عجب سرّیست مردان را درونِ سینه پوشیده←شمارهٔ ۱۰۹۰مگر وصال تو روزی شود دگرباره←شمارهٔ ۱۰۹۱به پای عشق درافتادهام دگرباره←شمارهٔ ۱۰۹۲به دام عشق درآویختم دگرباره←شمارهٔ ۱۰۹۳از برت میروم به ناچاره←شمارهٔ ۱۰۹۴بیار از آن لبِ شیرینتر از شکر بوسه←شمارهٔ ۱۰۹۵زین پیش اگر مجنون دیوانه بُد اکنون که←شمارهٔ ۱۰۹۶ای رشک برده در باغ از عارض تو لاله←شمارهٔ ۱۰۹۷از نَفَس دوست شد مریمِ جان حامله←شمارهٔ ۱۰۹۸زهی از عنبر سارا نغوله←شمارهٔ ۱۰۹۹غلام ساقیِ خویشم که از شرابِ شبانه←شمارهٔ ۱۱۰۰گرانجانی مکن یارا مشو در خوابِ مستانه←شمارهٔ ۱۱۰۱مسلمانان دگرباره به کوی افتادم از خانه←شمارهٔ ۱۱۰۲غریبا گر خبر داری ز خانه←شمارهٔ ۱۱۰۳تا قدم در ره مردان ننهی مردانه←شمارهٔ ۱۱۰۴میان من و دوست چون شد یگانه←شمارهٔ ۱۱۰۵منم آن زاهد دورِ زمانه←شمارهٔ ۱۱۰۶سگالی هست ما را در میانه←شمارهٔ ۱۱۰۷ای یار برون شو از میانه←شمارهٔ ۱۱۰۸تو مرا همنفسِ دیرینه←شمارهٔ ۱۱۰۹خوشا آبِ انگور در آبگینه←شمارهٔ ۱۱۱۰دلم بر آتشِ هجران بسوخت زار اندوه←شمارهٔ ۱۱۱۱هر کجا برفکند قامتِ جانان سایه←شمارهٔ ۱۱۱۲نگاه میکنم از هر چه آفرید خدای←شمارهٔ ۱۱۱۳ای به خورد و خواب قانع همچو حیوان از غذای←شمارهٔ ۱۱۱۴که میبرد خبر از من بدان جهان آرای←شمارهٔ ۱۱۱۵روی زیبا به تو گفتم که میارای میارای←شمارهٔ ۱۱۱۶غم نخواهم خورد گر دنیا سرآید گو سرآی←شمارهٔ ۱۱۱۷گر هیچ به کویِ ما کنی رای←شمارهٔ ۱۱۱۸به مزدِ جان خود بر من ببخشای←شمارهٔ ۱۱۱۹چیست آن پایبندِ دست گشای←شمارهٔ ۱۱۲۰دل شکسته ی ما را رعایتی فرمای←