شعر را زندگی کن
→ حکیم نزاریحکیم نزاری
حکیم نزاری

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۱۰۴۱باز مرا مست کرد بویِ عرق چینِ تو←شمارهٔ ۱۰۴۲دل‌برا در آرزویِ رویِ شهر آرایِ تو←شمارهٔ ۱۰۴۳ای به تو آرزویِ من بیش‌تر از جفایِ تو←شمارهٔ ۱۰۴۴آخر ای دوست کجایی که چنانم بی‌تو←شمارهٔ ۱۰۴۵دریغ آن همه امّیدِ من به یاریِ تو←شمارهٔ ۱۰۴۶ای دلِ سوداییِ من چند ز رعناییِ تو←شمارهٔ ۱۰۴۷ماییم و نیم جان و جهانی و نیم‌جو←شمارهٔ ۱۰۴۸به دادخواه زِ دستِ تو می‌روم سویِ اردو←شمارهٔ ۱۰۴۹ندانم آفتاب است آن اگر رو←شمارهٔ ۱۰۵۰ای چون قدت نخاسته در جوی‌بار سرو←شمارهٔ ۱۰۵۱بیا که جانِ منی جانِ من بیا بمرو←شمارهٔ ۱۰۵۲گر شبکی نشستمی با بُتِ خویش رو به رو←شمارهٔ ۱۰۵۳خوش است بر لبِ قلزم نشسته در باکو←شمارهٔ ۱۰۵۴بادِ بهار می وزد بادۀ خوش گوار کو←شمارهٔ ۱۰۵۵برآوردند طوفان از جهان دیوان سلیمان کو←شمارهٔ ۱۰۵۶من به جان آمده ام راه سویِ جانان کو←شمارهٔ ۱۰۵۷آخر ای راحت جان دردِ دلِ ما بشنو←شمارهٔ ۱۰۵۸آخر ای راحتِ جان دردِ دلِ ما بشنو←شمارهٔ ۱۰۵۹ما می‌رویم و با تو نکرده وداعِ راه←شمارهٔ ۱۰۶۰اگر در عالمِ غیبم دهی راه←شمارهٔ ۱۰۶۱کیست کآرد به من از دوست پیامی نا گاه←شمارهٔ ۱۰۶۲برفکن برقع از آن رویِ چو ماه←شمارهٔ ۱۰۶۳هر که را مهرِ تو در دل نبود بی جان به←شمارهٔ ۱۰۶۴مرا هاتفی داد ناگاه توبه←شمارهٔ ۱۰۶۵تا شود از پیش ماه پرده برانداخته←شمارهٔ ۱۰۶۶ای به دعوی خویشتن را مرد معنی ساخته←شمارهٔ ۱۰۶۷ای مرا در آتش هجران سراپا سوخته←شمارهٔ ۱۰۶۸لبت چشمه و خضر گردش نشسته←شمارهٔ ۱۰۶۹این منم خود را چنین در دست غم بگذاشته←شمارهٔ ۱۰۷۰هستم ز جام عشقت مست و خراب گشته←شمارهٔ ۱۰۷۱این بار شد از دستم کار دل سرگشته←شمارهٔ ۱۰۷۲زلف تو چون چشم مست تاب گرفته←شمارهٔ ۱۰۷۳باز آمده ای سری در آشفته←شمارهٔ ۱۰۷۴نکرده از دو عالم دست کوته←شمارهٔ ۱۰۷۵ای نازنین بی موجبی در خون ما رفتن که چه←شمارهٔ ۱۰۷۶در ده علی الصباح به دفعِ خمار باده←شمارهٔ ۱۰۷۷بر دوستی تو می خورم باده←شمارهٔ ۱۰۷۸ساقی میِ شوق ناک در ده←شمارهٔ ۱۰۷۹بر کوچه ی او خواهم یک بار گذر کرده←شمارهٔ ۱۰۸۰ای به دیدار تو جانم آرزومند آمده←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth