→ کمال خجندیکمال خجندی
کمال خجندی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱۲۱چشم مسلمان کش تو کافر مست است←شمارهٔ ۱۲۲چشم ز خیال تو پر از نور تجلیست←شمارهٔ ۱۲۳حسن پس، بار مرا، مهر و وفا گر نیست نیست←شمارهٔ ۱۲۴حلقه بر در میزند هر دم خیال روی دوست←شمارهٔ ۱۲۵خاک درت به چشم من از صد چمن به است←شمارهٔ ۱۲۶خرابه دل من پر شد از محبت دوست←شمارهٔ ۱۲۷خضرجان آب حیات از لب دلجوی نو یافت←شمارهٔ ۱۲۸خطت چو خضر به آب حیات نزدیک است←شمارهٔ ۱۲۹خطت سبز و لبت مشک و گلاب است←شمارهٔ ۱۳۰خیال روی او در دیده نور است←شمارهٔ ۱۳۱داغ عشقت بر رخ جانها نشان دولت است←شمارهٔ ۱۳۲درآمد از در ارباب خرقه ناگه دوست←شمارهٔ ۱۳۳درد تو زمان زمان فزون است←شمارهٔ ۱۳۴درد تو به از دواست ای دوست←شمارهٔ ۱۳۵درد کز دل خاست درمانیش نیست←شمارهٔ ۱۳۶درد من گویید با یاران که درمان یافت نیست←شمارهٔ ۱۳۷در سر از دود دلم شمع صفت سودایی است←شمارهٔ ۱۳۸در سر زلف تو تنها به دل شیدا رفت←شمارهٔ ۱۳۹در سر زنجیر زلف او دل دیوانه رفت←شمارهٔ ۱۴۰در سینه مرا غیر تو همخانه کسی نیست←شمارهٔ ۱۴۱در صف دلها غم تو صدرنشین است←شمارهٔ ۱۴۲در علم محققان جدل نیست←شمارهٔ ۱۴۳در کوی تو خون مژه خیلی است که سیلی است←شمارهٔ ۱۴۴در گلستانها تماشائی به از روی تو نیست←شمارهٔ ۱۴۵دل از آن غمزه بسی شاکر و بس خشنودست←شمارهٔ ۱۴۶دل به از وصل رخت در جان تمنایی نیافت←شمارهٔ ۱۴۷دل به یاد زلف او بر خویش پیچیدن گرفت←شمارهٔ ۱۴۸دل در طلبت حیات جان یافت←شمارهٔ ۱۴۹دل زان نست و دیده بدینم نزاع نیست←شمارهٔ ۱۵۰دل ز دستم به طلبکاری یاری رفتست←شمارهٔ ۱۵۱دل ز زلف و خال خوبان نیره و آشفته است←شمارهٔ ۱۵۲دل زنده شد از بوی تو بوی تو مرا ساخت←شمارهٔ ۱۵۳دل سختت به سندان سخت بارست←شمارهٔ ۱۵۴دل صفه خال تو با زلف گفت←شمارهٔ ۱۵۵دل قبله خود خاک سر کوی تو دانست←شمارهٔ ۱۵۶دردل ما بردی و رفتی نه چنین می بایست←شمارهٔ ۱۵۷دلم بدان که تو میخوانیش غلام خوش است←شمارهٔ ۱۵۸دل ملک تو شد نوبت لطف است و عنایت←شمارهٔ ۱۵۹دل هر که بیمار او شد خوش است←شمارهٔ ۱۶۰دور از خداست خواجه مگر بی ارادت است←