شعر را زندگی کن
جلال عضد

غزلیّات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۱۲۱شب نیست کز غمت دل من خون نمی‌شود←شمارهٔ ۱۲۲عشق تو هر لحظه فزون می‌شود←شمارهٔ ۱۲۳تیری کز آن دو غمزه‌ی پرفن برون جهد←شمارهٔ ۱۲۴عاشق آن باشد که بر خود سخت و سست آسان نهد←شمارهٔ ۱۲۵بی روی دل افروزت عمرم به چه کار آید←شمارهٔ ۱۲۶گر از لعل تو کام جان برآید←شمارهٔ ۱۲۷هیهات که نامم به زبان تو برآید←شمارهٔ ۱۲۸بویی ز سر زلف نگارین به من آرید←شمارهٔ ۱۲۹چون سرانگشت آن نگارین دید←شمارهٔ ۱۳۰دردمندی ز تو هرگز به دوایی نرسید←شمارهٔ ۱۳۱ای از فروغ روی تو خورشید رو سپید←شمارهٔ ۱۳۲ای دُرج ثمین تو گهربار←شمارهٔ ۱۳۳هر شبی بر خاک کویت جای سازم تا سحر←شمارهٔ ۱۳۴تا که آمد دیده را بالای جانان در نظر←شمارهٔ ۱۳۵چشم مستت می‌زند هر لحظه‌ام تیری دگر←شمارهٔ ۱۳۶زلف و رخ تو شب است و هم نور←شمارهٔ ۱۳۷زهی کشیده دل ما به زلف در زنجیر←شمارهٔ ۱۳۸سیه چاهی ست زلفت تار و دلگیر←شمارهٔ ۱۳۹افکند گل ز چهره خود روی پوش باز←شمارهٔ ۱۴۰ای ز رخ چون مه و زلف دراز←شمارهٔ ۱۴۱نازنینان و چار بالش ناز←شمارهٔ ۱۴۲گشت خط بر گرد آن رخسار چون گلنار سبز←شمارهٔ ۱۴۳دردی از هجر تو دیدم، که ندیدم هرگز←شمارهٔ ۱۴۴دلبر نرفت بر سر عهد و وفا هنوز←شمارهٔ ۱۴۵در خشم رفت و خوش نشد آن تندخو هنوز←شمارهٔ ۱۴۶باز می ناید دل ما از پریشانی هنوز←شمارهٔ ۱۴۷ای زلف و رخ تو چون شب و روز←شمارهٔ ۱۴۸ماییم و به جان مهر تو ورزیدن ازین پس←شمارهٔ ۱۴۹مرد این میدان نه‌ای همچون زنان در خانه باش←شمارهٔ ۱۵۰آن کآتشی اندر دل خلق است ز یادش←شمارهٔ ۱۵۱می دهم جان ز پی لعل زمرّد پوشش←شمارهٔ ۱۵۲وقت صبوحی آن شوخ سرکش←شمارهٔ ۱۵۳ای لعل تو کانِ آفرینش←شمارهٔ ۱۵۴ای گلستان روی تو چون نوبهار خوش←شمارهٔ ۱۵۵دُزدانه در آمد از درم دوش←شمارهٔ ۱۵۶گل خودروی و شمشاد قصب پوش←شمارهٔ ۱۵۷آن دم که می گذشتی ای سرو سبزپوش←شمارهٔ ۱۵۸به سر طواف کنم بر در شراب فروش←شمارهٔ ۱۵۹تا کی از دست جفایت تیره بینم روز خویش←شمارهٔ ۱۶۰زلف تو بر ماه نهد پای خویش←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth