→ دیوان اشعارجلال عضد
جلال عضد
غزلیّات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱۶۱آتش دل چند سوزد رشته جانم چو شمع؟←شمارهٔ ۱۶۲ما بریدیم به دوران تو از کام طمع←شمارهٔ ۱۶۳سزد که رنجه کنی یک زمان قدوم شریف←شمارهٔ ۱۶۴باز به بستان شکفته گشت شقایق←شمارهٔ ۱۶۵مدّعی در عشق او گر طعنه زد بر من چه باک←شمارهٔ ۱۶۶ای ز دوری رخت جامه صبرم شده چاک←شمارهٔ ۱۶۷غلغل میخوارگان و غلغله چنگ←شمارهٔ ۱۶۸اگرچه روز و شبم با تو در خیال خیال←شمارهٔ ۱۶۹ز بس که در نظر آمد مرا خیال خیال←شمارهٔ ۱۷۰دامن کشان رسید سوی جویبار گل←شمارهٔ ۱۷۱دور نشاط آمد و دوران گل←شمارهٔ ۱۷۲ای به ما نزدیک همچون جان و دور از ما چو دل←شمارهٔ ۱۷۳رسید وقت صبوحی بیار ساقی جام←شمارهٔ ۱۷۴در میان موج بحری بیکران افتادهام←شمارهٔ ۱۷۵تو آفتاب بلندی و من چنین پستم←شمارهٔ ۱۷۶دوش جان را در فضای کوی جانان یافتم←شمارهٔ ۱۷۷صبحدم بر بوی جانان سوی گلزار آمدم←شمارهٔ ۱۷۸باز از چمن غیب برآورد صبا دم←شمارهٔ ۱۷۹منم کز درت سر به راهی نکردم←شمارهٔ ۱۸۰دوش میرفت و آه میکردم←شمارهٔ ۱۸۱در آرزوی وصالت اگرچه با غم و دردم←شمارهٔ ۱۸۲در ره کعبه مقصود و بیابان حرم←شمارهٔ ۱۸۳وقت است که در بر رخ اغیار ببندم←شمارهٔ ۱۸۴ترا از هر دو عالم برگزیدم←شمارهٔ ۱۸۵به دستی دل، به دستی سنگ دارم←شمارهٔ ۱۸۶آشکارا کنم این درد که در جان دارم←شمارهٔ ۱۸۷به جز ذکر لبت کاری ندارم←شمارهٔ ۱۸۸مرا دردیست اندر دل، ولی گفتن نمییارم←شمارهٔ ۱۸۹گرچه غریق بحر مضایق چو لنگرم←شمارهٔ ۱۹۰بخت برگشت ز من تا تو برفتی ز برم←شمارهٔ ۱۹۱در پایت اوفتادم ای دوست! دست گیرم←شمارهٔ ۱۹۲تو مپندار که از عشق تو دل برگیرم←شمارهٔ ۱۹۳من شمع طلعتت را پروانه ای حقیرم←شمارهٔ ۱۹۴همی خواهم که تا من زنده باشم←شمارهٔ ۱۹۵خیال روی تو مأوا گرفت در بر چشم←شمارهٔ ۱۹۶شکر است که سجّاده درافتاد ز دوشم←شمارهٔ ۱۹۷ساقی بده به باده خلاصم ز چنگ غم←شمارهٔ ۱۹۸از دوری کنار تو هستم میان غم←شمارهٔ ۱۹۹المنّة لِلّه که برآمد همه کامم←شمارهٔ ۲۰۰ز سودای غم عشقت چنانم←