شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعاربابافغانی
بابافغانی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۴۸۱فصل خزان گذشت و رخ زرد من همان←شمارهٔ ۴۸۲بیا بشیر و بکنعانیان سلام رسان←شمارهٔ ۴۸۳تا کی دل از هوا شنود بوی پیرهن←شمارهٔ ۴۸۴چشم من از نظارهٔ آن زلف مشک‌بو←شمارهٔ ۴۸۵ای ز سحر غمزه پنهان فتنه در ابروی تو←شمارهٔ ۴۸۶دارم دلی هوای بسی خوب رو درو←شمارهٔ ۴۸۷ای مست ناز از دل ما بیخبر مشو←شمارهٔ ۴۸۸عرق چکیده ز رویش ز آفتاب فرو←شمارهٔ ۴۸۹چشم گریانم که می‌گردد ز شوقت خون در او←شمارهٔ ۴۹۰خط مشگین چیست گرد عارض گلگون او←شمارهٔ ۴۹۱فارغم از باغ و ناز سوسن آزاد او←شمارهٔ ۴۹۲زهی شمع فلک در خرگه از تو←شمارهٔ ۴۹۳بتی کز غایت خوبی زند با مهر و مه پهلو←شمارهٔ ۴۹۴هرگز نیافت برگ گلی عندلیب تو←شمارهٔ ۴۹۵داری برقیبان سریاری عجب از تو←شمارهٔ ۴۹۶هرگز بکسی باز نشد چشم و لب تو←شمارهٔ ۴۹۷نبیند از حیا هرگز کسی دامان پاک او←شمارهٔ ۴۹۸منت که باز شد گرهی از جبین تو←شمارهٔ ۴۹۹نیست یکدم که نه با ناله و فریادم ازو←شمارهٔ ۵۰۰ای باد صبح از پی آن نور دیده رو←شمارهٔ ۵۰۱لیلی اگر سنگ جفا بر کاسهٔ غافل زده←شمارهٔ ۵۰۲خال بنفشه گون به رخ آتشین منه←شمارهٔ ۵۰۳چو در فسانه لبت شهد بر شکر بسته←شمارهٔ ۵۰۴نخل قدت که از چمن جان برآمده←شمارهٔ ۵۰۵ز دورت بینم و پوشم نر از غیرت دیده←شمارهٔ ۵۰۶باز آن مه در سمند ناز در جولان شده←شمارهٔ ۵۰۷خوش آن حالت که بگشایی ز خواب سرخوشی دیده←شمارهٔ ۵۰۸رسید از سفر آن ماه و چهره تاب گرفته←شمارهٔ ۵۰۹عمریست کز سر ما میل مراد رفته←شمارهٔ ۵۱۰نه خیال غنچه بندم نه به گل کنم نظاره←شمارهٔ ۵۱۱جان شهید عشق بجانان سپرده به←شمارهٔ ۵۱۲ای دل متاع جان به خرابات برده به←شمارهٔ ۵۱۳از ما رموز غنچه ی لعلت نهفته به←شمارهٔ ۵۱۴بر صید زخم خورده دویدن چه فایده←شمارهٔ ۵۱۵بازم ز جفایی دل افگار شکسته←شمارهٔ ۵۱۶یا رب از بستان حسنم سر و بالایی بده←شمارهٔ ۵۱۷زهی روی دل افروزت چراغ منظر دیده←شمارهٔ ۵۱۸این منم هر شام چون پروانه جایی سوخته←شمارهٔ ۵۱۹منمای سوار گردی به عنان تو روانه←شمارهٔ ۵۲۰کاکل به تاب رفته ز دام که جسته‌ای←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth