→ دیوان اشعاربابافغانی
بابافغانی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۴۴۱تمام عمر اگر بر قبله ی طاعت جبین سایم←شمارهٔ ۴۴۲ترا گزیده برای گزند خویشتنم←شمارهٔ ۴۴۳چونی هر چند از درد جدایی ناتوان رنگم←شمارهٔ ۴۴۴منم دل پریشان چه در طرب گشایم←شمارهٔ ۴۴۵امیدم این نبود کزین در خجل روم←شمارهٔ ۴۴۶چنین تا کی به حسرت سوی آن گلپیرهن بینم←شمارهٔ ۴۴۷کند در دل نشیمن آن پری در دیده منزل هم←شمارهٔ ۴۴۸نمودی روی گرم خویش و عاشق ساختی بازم←شمارهٔ ۴۴۹خوش آنکه بیخبر از جام آرزوی تو باشم←شمارهٔ ۴۵۰به حالی بس عجب شب زان جوان سرخوش افتادم←شمارهٔ ۴۵۱هر سخن کز وصف آن لبهای میگون بشنوم←شمارهٔ ۴۵۲ز دل جز خون نشان در چشم بیحاصل نمییابم←شمارهٔ ۴۵۳چه باشد عاشقی خود را به غمها مبتلا کردن←شمارهٔ ۴۵۴جمال و جاه داری هرچه خواهی میتوان کردن←شمارهٔ ۴۵۵همچو مجنون در بیابانم وطن خواهد شدن←شمارهٔ ۴۵۶هر دم از بزم طرب آن دلنواز آید برون←شمارهٔ ۴۵۷به سوی درد از گلشن افلاک میآید برون←شمارهٔ ۴۵۸مجو ای دل بخور از بهر ترتیب دماغ من←شمارهٔ ۴۵۹می آفتست و در نظرم پر فنی چنین←شمارهٔ ۴۶۰ای چراغ دل مرو در بزم مردم جامکن←شمارهٔ ۴۶۱ای ز جان شیرین تر آغاز ترش رویی مکن←شمارهٔ ۴۶۲تا کی شود نقاب رخ گل لباس من←شمارهٔ ۴۶۳رخ برفروز از می و گلگشت باغ کن←شمارهٔ ۴۶۴شبی ای شمع مهرویان گذر در منزل من کن←شمارهٔ ۴۶۵بمن هر کس که روزی یار شد دامن کشید از من←شمارهٔ ۴۶۶منم و دو چشم روشن به رخ تو باز کردن←شمارهٔ ۴۶۷روز از روز زبونتر کندم گردون بین←شمارهٔ ۴۶۸لاله عطر آمیز و گل مشکین نفس خواهد شدن←شمارهٔ ۴۶۹شود صد سوز پنهان هر دم از داغ دلم روشن←شمارهٔ ۴۷۰مه من چند یار ارجمندان می توان بودن←شمارهٔ ۴۷۱ساقی در آتشم، نظری در ایاغ کن←شمارهٔ ۴۷۲بته رسید قدح ساقیا شراب رسان←شمارهٔ ۴۷۳شکفت لاله، توهم عطر در شراب افشان←شمارهٔ ۴۷۴ما ناکس و تو در پی بد گفتن اینچنین←شمارهٔ ۴۷۵گردم بهوا رفت چه گلگون فرسست این←شمارهٔ ۴۷۶اگر یاد آرمش یکدم که از دل غم برد بیرون←شمارهٔ ۴۷۷نخل تو سرکش و دل خود کام من همان←شمارهٔ ۴۷۸ریخت شکوفه و مرا گریه برای او همان←شمارهٔ ۴۷۹بهارست ای سرشک دیدهٔ من رو به صحرا کن←شمارهٔ ۴۸۰مرو ای همنشین بیرون نگه در آتش من کن←