شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارسلیم تهرانی
سلیم تهرانی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۷۶۱روم چو از سر کویش، نمی‌رود پایم←شمارهٔ ۷۶۲به دل، آشفتگی از زلف خوبان بیشتر دارم←شمارهٔ ۷۶۳گهی با وصل و گه با حسرت دیدار می‌سازم←شمارهٔ ۷۶۴سوی خم می این دل مخمور فرستیم←شمارهٔ ۷۶۵عشق کو تا مژه در خون جگر غوطه دهم←شمارهٔ ۷۶۶ز سنگ رهگذر اندیشه ای کجا دارم←شمارهٔ ۷۶۷دمید صبح و به باغ از پی هوا رفتم←شمارهٔ ۷۶۸چون تنک‌ظرفان کجا من می ز ساغر می‌کشم←شمارهٔ ۷۶۹ای خوش آن ساعت که روی خنجری رنگین کنم←شمارهٔ ۷۷۰چو عندلیب نه از باده ی کهن مستم←شمارهٔ ۷۷۱به دل شکست تمنای یاری چمنم←شمارهٔ ۷۷۲در چمن چون گفتگویی از لب او واکنم←شمارهٔ ۷۷۳تکلیف شراب است نمک ریزی داغم←شمارهٔ ۷۷۴ز لاله و گل این باغ، کی خبر داریم←شمارهٔ ۷۷۵بیا که چتر سعادت ز برگ تاک کنیم←شمارهٔ ۷۷۶صوفیان را شده ز آهنگم←شمارهٔ ۷۷۷داغ نتواند گرفتن در دل ما جای زخم←شمارهٔ ۷۷۸ما در چمن بساط تمنا فکنده ایم←شمارهٔ ۷۷۹اثر در عالم از دارا و اسکندر نمی‌بینم←شمارهٔ ۷۸۰نیم بلبل که فصل گل به گلشن آشیان گیرم←شمارهٔ ۷۸۱قطرهٔ خونابه‌ای تا سوی مژگان می‌کشم←شمارهٔ ۷۸۲خوش آن که بینم روی او، وز اضطراب از خود روم←شمارهٔ ۷۸۳آنم که می به نغمه ی زنجیر می خورم←شمارهٔ ۷۸۴نقش ابروش به دل، روز فراقی بستیم←شمارهٔ ۷۸۵به کوی عشق خوبان تا گذشتم←شمارهٔ ۷۸۶مگذار ز دستم که گل باغ وفایم←شمارهٔ ۷۸۷خوش آن روزی که می در هر چمن بی‌باک می‌خوردم←شمارهٔ ۷۸۸کی بود در چمن که سرودی نداشتیم←شمارهٔ ۷۸۹سر از کجاست که چون لاله فکر تاج کنیم←شمارهٔ ۷۹۰ز تنهایی چو مینا راز با پیمانه می‌گویم←شمارهٔ ۷۹۱خویش را بر محرمان آن بت چین بسته‌ایم←شمارهٔ ۷۹۲در سخن سنجی هرکس بتر از غمازیم←شمارهٔ ۷۹۳هلال عیدم و ترک کلاه خورشیدم←شمارهٔ ۷۹۴ما چو مرغان قفس، زمزمه در دل داریم←شمارهٔ ۷۹۵لب مبند از ناله، می دانم جفا داری سلیم←شمارهٔ ۷۹۶هزار خانه خرابی به شهر و ده دارم←شمارهٔ ۷۹۷ما به گلزار معانی آب گوهر بسته‌ایم←شمارهٔ ۷۹۸افروخت رخ از باده و بگداخته بودم←شمارهٔ ۷۹۹ز شوقت گاه در دنبال گل همچون صبا افتم←شمارهٔ ۸۰۰ز فیض عشق تو چون حسن دلپذیر شدیم←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth