→ دیوان اشعارجویای تبریزی
جویای تبریزی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۷۲۱شد دل دریا کنارم ته همین از چشم تر←شمارهٔ ۷۲۲اگر از سوز عشقت سوخت دل دیوانهای کمتر←شمارهٔ ۷۲۳پای هر نخلی که بوسیدم به دوران بهار←شمارهٔ ۷۲۴باشد ارباب رعونت را ز بی مغزی غرور←شمارهٔ ۷۲۵کار دنیا فکر ای دانا ندارد اینقدر←شمارهٔ ۷۲۶نباشد غیر عشق نیکوانم پیشهٔ دیگر←شمارهٔ ۷۲۷آب از گداز دل نخورد سرو آه اگر←شمارهٔ ۷۲۸از ازل بی وحشتی نبود دل ما را قرار←شمارهٔ ۷۲۹رفت می نوشیم ز یاد آخر←شمارهٔ ۷۳۰نیست جز افغان مرا در بزم آن مکار کار←شمارهٔ ۷۳۱به فکر نام مباش اینقدر همین زنهار←شمارهٔ ۷۳۲چون شود محو از دل خاکی سرشت ما غبار؟←شمارهٔ ۷۳۳یادش از شوخی به دل ما را نمی گیرد قرار←شمارهٔ ۷۳۴گذشتم از سر عشقت من و خیال دگر←شمارهٔ ۷۳۵آمدی مستانه و گل گل طرب دارد بهار←شمارهٔ ۷۳۶دلم از هجر تو خون است امروز←شمارهٔ ۷۳۷عمر رفت و هست ذوق آن بر و دوشم هنوز←شمارهٔ ۷۳۸چشم آینه پرآب است از مثال من هنوز←شمارهٔ ۷۳۹دل عاشق زفغان سیر نگردد هرگز←شمارهٔ ۷۴۰صبح شد ساقی همان مستی شب دارم هنوز←شمارهٔ ۷۴۱شد از نگاه که آشفته یار ما امروز←شمارهٔ ۷۴۲مردم و مهر ترا در دل نهان دارم هنوز←شمارهٔ ۷۴۳در دامن دل اشک ز مژگان تر انداز←شمارهٔ ۷۴۴نوبهار آمد هوا آیینه پرواز است باز←شمارهٔ ۷۴۵فریاد چقدرها خورد افسوس بر امروز←شمارهٔ ۷۴۶مستان پی گلگشت چمن می رسد امروز←شمارهٔ ۷۴۷به سیر باغ خرامان شد آن نگار امروز←شمارهٔ ۷۴۸غیر از ایام وصال بت دلخواه مپرس←شمارهٔ ۷۴۹معنیی گر هست با رند می آشام است و بس←شمارهٔ ۷۵۰ز لب به سینه عبث نیست ترکناز نفس←شمارهٔ ۷۵۱غنچه از دلبستگی گردیده پنهان در لباس←شمارهٔ ۷۵۲به رنگ شمع بگدازد ز سوز سینه ام تیرش←شمارهٔ ۷۵۳بی تو ساغر لخت دل چون لاله دارد در کفش←شمارهٔ ۷۵۴با صدانداز نشست آن بت رعنا در پیش←شمارهٔ ۷۵۵می مکد خون دلم را غنچه عنابی اش←شمارهٔ ۷۵۶طراوت دارد از بس نوبهار حسن سرشارش←شمارهٔ ۷۵۷سرشته اند ز فیض هوای صبح تنش←شمارهٔ ۷۵۸تا یاد ترا کرده دلم راهبر خویش←شمارهٔ ۷۵۹هر قدر غم بیند از گردون بود دانا خموش←شمارهٔ ۷۶۰ز حیرت ماند در بند چکیدن گوهر کوشش←